برای رهایی از فقدان، خودت را ببخش(۱۶)

خودت را ببخش

و از میان همه ترس ها

ودلمردگیها

ودردها

اندیشه ای ازراه می رسد،

 برلبان من

ازاعماق وجودم

باردیگر لبخند می نشاند

برکسی که دوستش داشتم.

 

 

گام شصت و یکم : اکنون شما قویتر شده ای

شما تجربه فقدان را پشت سرگذاشتی، و با شجاعت و جسارت(حداقل گاهی اوقات) با آن روبرو شدی واکنون دیگرنجات یافته ای.

تو آموخته ای که

میتوانی زنده بمانی

درد ورنج به انسان درس می آموزد

بیشترازآنچه که می ترسیدی و وحشت داشتی، برایت اتفاق نیفتاد

معالجه ات رو به پیشرفت است

اما فقط برای زنده ماندن و معالجه شدن متمرکز نباش. ازاین تجربه بعنوان یک تخته شیرجه برای رشد و پیشرفت هرچه بزرگتر بهره بگیر.

 

برای رهایی از فقدان، خودت را ببخش

گام شصت و دوم: فقدان را  رها کن و رهسپار شو

درنقطه ای خاص( و آن نقطه از فقدانی به فقدان دیگر و ازشخصی به شخص دیگر متفاوت است)، وقت رها ساختن و پشت سرگذاشتن فقدان و گام برداشتن به جلو میباشد.

ازاینکه واقعاً جریان عزا وماتم را به خیر و خوبی سپری میکنی، دچار بهت و حیرت نشو. برخی افراد هستند که وقتی جریان سوگواری و عزا به پایان می رسد، دچار ماتم می شوند.

گذشته را درگذشته دفن کنید و چشم اندازهای روبه سوی آینده را ببینید.

البته میتوانی گاه گاهی برگشته واز روی شانه هایت برپشت سرت به گذشته نگاهی بیاندازی، ولی حداکثرتمرکز خودت را برآینده بگذارو حواس خویش را روبه جلو قرار بده.

بخودت اجازه بده از هیجان شک وبلاتکلیفی لذت ببری.

 

 

گام شصت و سوم : آیا بخشودگی همان رها ساختن است

بخشودگی دقیقاً به معنای عفو نیست، بیشتر معنی رها کردن دارد.

حضرت مسیح، شاید بزرگتر معلم بخشودگی درتاریخ باشد(آنانرا ببخش و بیامرز ای روح القدوس، چونکه برآنچه انجام میدهند جاهل و نادان هستند)،اودرهنگام صحبت کردن از بخشودگی ازکلمه آمریکایی شاوshaw.  بمعنی”گشودن و بازکردن” استفاده کرد.

اگر به پای شما تخته سنگی را با طناب بسته اند که شما را به قعرآب می کشاند، تمام کاری که باید انجام دهید بازکردن یا بریدن طناب و شناکردن به طرف سطح آب است.

هنگامی که گذشته را فراموش میکنی، خودت را ازبند گذشته بریده، ورها می سازی.

رها ساختن همچنین بمعنی به نفع کسی گذشت کردن است. هنگامی که شما می بخشید، تصدیق میکنید که بخشیدن به نفع شماست.

به نفع چه کسی می بخشید؟ بنفع دیگری؟ گاهی اوقات، بنفع خودت؟ همیشه. هنگامی که شما شخص دیگری را رها میکنی تا براه خود برود ، درواقع خودت را ازبند رها میکنی.

فرایند بخشش آزادی به خویش، بخشش است.

 

فراموش ساختن سخت است. بخاطر آوردن بدتر ازآن.

 

برای رهایی از فقدان، خودت را ببخش

گام شصت و چهارم: دیگری را ببخش

هروقت که بتوانی، که خیلی زود میتوانی، دیگری را ببخش.

شما این کاررابخاطردیگری انجام نمیدهی، این کاررا فقط بخاطرخودت انجام میدهی:درواقع بخاطرآرامش ذهنی و کیفیت روابط آینده خودت.

تکنیک ساده اما بطور قابل ملاحظه ای تاثیرگذاردربخشش، این است:

ابتدا میگویی،”می بخشم …(شخصی را، حتی چیزی را که سبب فقدان برای شما شده) بخاطر …(کاری که باعث چنین فقدانی شد).” این اولین قسمت بخشش کردن است.

سپس میگویی”خودم را میبخشم بخاطرقضاوت…..(مشابه شخص، حادثه یا شئی)برای اینکه… (تخلف وخطای مشابه).

بخش دوم بخشش، که بخشش خودت بخاطر قضاوت برخویشتن ودیگری باشد، خیلی مهم است، که متاسفانه اغلب چشم پوشی میشود. قضاوت شما به عمل شخص دیگرچیزیست که شما را ازجنبه عاطفی آسیب می رساند. هنگامی که عمل او را ببخشید، شما باید قضاوت خودت نسبت به عمل او را نیز مورد بخشش قراربدهی.

ممکن است ناچارباشید برای رها ساختن خود ازلایه های بسیارپیچیده قضاوت ها، جملاتی ازاین دست را بکراراستفاده کنید،«دراین مسیرپافشاری کن. تومیتوانی رها شوی ورها نیزخواهی شد».

 

مهری که من به تو میبخشم دست دوم شده،

ولی آنرا دست اول احساس میکنم.

 

گام شصت و پنجم : خودت را ببخش

هروقت توانستی، و بزودی میتوانی، خودت را ببخش

هرخطا، تخطی، شکست، اشتباه و لغزشی (خیالی یا واقعی ) که احساس میکنی تو مرتکب شده ای و سبب فقدان شده است، خودت را به این خاطر ببخش.

فرایند این بخشش نیزمانند بخشش یک فرددیگریست. خودت را درون فضای مثبت نگری وخیرخواهی ومعنویت قراربده وبگو«من خودم را می بخشم برای…(قصور یاشکست)». سپس اضافه کن،«من خودم را میبخشم بخاطر قضاوت کردنم برای …. (شکست مشابه).»

یکباردیگر، قدرتمندترین بخش این فرایند، بخشیدن خودت بخاطر قضاوت کردن راجع به خودت برای آنچه که انجام داده ای (یا نداده ای)است.

چه کسی(درکنارپدرومادر،معلمان،جامعه وتقریباً هرکس دیگری)گفته شما بایدکامل وبی نقص باشی؟

خودت را ببخش برای اینکه انسان هستی، خودت را ببخش بخاطرقضاوت کردن برانسانیت، ودرمسیر حرکت پیش برو.

ادامه دارد….

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!