انواع روابط زناشویی بین زوجین

در زمینه انواع مختلف ازدواج، روانشناسان و محققان، به طبقه بندیهای مختلفی دست یافته اند، ازجمله آنها که بسیار رایج و واقع بینانه تر می رسد، طبقه بندی دیوید اولسون می باشد. ایشان براساس مطالعه بیش از یک هزار نفر زوج جوان طی دو سال و مطابق داستان های کوتاه درباره تضادهای زناشویی که آنها اظهار میکردند، توانست ۹ تیپ ازدواج را شناسایی نماید، که درپنج نوع شوهرسلطه دارد، درسه نوع زن اعمال سلطه میکند ودریک مورد باهم برابرند:‌

۱٫ شوهر- مدیریتی سلطه گر: ‌عامترین و رایج ترین مدل ازدواج وزندگی زناشویی در میان انسانهاست. عشق نیرومندوپرحرارتی بهمدیگرندارند؛ولی درعینحال زیاداهل جنگ نیستند. مرد رئیس و کارفرماست.

۲٫ شوهر- مدیریتی تشریک مساعی: این مدل نیزیکی ازعامترین اشکال زندگی زناشویی است. درگیری عاطفی درحد متوسط دارند، اغلب به آرامی بحث میکنند، ولی همکاری و تشریک مساعی دارند. زن شاغل بوده وفاقد فرزند است. زیاد اجتماعی نیستند ولی با خویشان وفامیل وقت زیادی سپری میکنند.

۳٫ مدیریت مشترک توام با تشریک مساعی: این نوع زندگی زناشویی هم عمومیت دارد و احتمالاً‌بطور روز افزونی روبه گسترش خواهد بود. میزان متوسطی از محبت واختلاف وجود دارد، تصمیم گیریها بطورحقیقی مشترک است. هردو نفرزوجین کار میکنند و کارشانرا هم دوست دارند.

۴٫ زن – مدیریتی مسلط: چهارمین مدل عمومی است. زوجین اختلاف اندکی دارند ولی عشق چندان غلیظ وپررنگی هم بین شان نیست. دیدگاهها و ترجیحات زن عمدتاً تعیین کننده است. مرد از جنبه درآمد مالی وضعیت مناسبی ندارد. زن وشوهرازنظرارتباطات اجتماعی درسطح نسبتاً‌متوسطی قراردارند؛شوهربامادرو مادرخانمش ارتباط خوبی دارد.

۵٫ مدیریت با تعهد شوهر: زوجین مشکلات زناشویی اندکی دارند ودرگیریهای عاطفی بسیار. خانواده ای اجتماعی هستند و درآمدهایشان رضایت بخش است.

۶٫ مدیریت هم سلیقه زن: مدت طولانی بخوبی با هم سپری میکنند، وضع مالی شان خوب و رضایت بخش است، درگیریهای عاطفی متوسطی با هم دارند و سروصدای اندکی درتمام مسائل بگوش می رسد. شوهر اندکی درکارمدیریت همسرمشارکت دارد.

۷٫ مدیریت تقابلی زن:‌ زن تمایل دارد خانه داری کند، مادری کند وازلحاظ اجتماعی فعال نباشد؛ چرخه زندگی بدست اوست. اختلاف زناشویی قابل ملاحظه است، درگیری عاطفی درحد متوسط است. به سر بردن طولانی با خویشان برای هردونفرمورد پسند است.

۸٫ مدیریت تقابلی مرد: اختلافات بسیاری دارندوشوهر سکان امور را بدست دارد. باموضوع کارکردن زن بیرون از خانه مشکل دارد و آنرا نمی پسندد، و با خویش و فامیل زن رابطه چندانی ندارد. زن نیزشغل شوهررا دوست ندارد یا خودش هم شاغل بوده وآنرا هم دوست ندارد. مدل زندگی نسبتاً غیرمعمولی میباشد.

۹٫ مدیریت ستیزه گر شوهر: اختلافات زناشویی بسیاراست، ازلحاظ عاطفی باهمدیگراختلاف و درگیری دارند. زن ازدرآمد خانواده ناراضی است؛اگرزن کار میکند، کارش را دوست ندارد. هردو نفراجتماعی هستند و از رابطه با خویشان دررنج و عذابند.

همچنین دربررسی متفاوت دیگری که اولسون با بیش از ۵۰۰۰ نفر «زوج های نامزد» مصاحبه انجام داد، مشخص مشکلات ارتباطی طرفین خیلی جدی است وهردوازمهارت های ارتباطی بسیارضعیف برخوردارمیباشند؛ لذا جای تعجب و سئوال بودکه چرا آنها با این کیفیت خواهان ازدواج هستند؟ با چنین وضعیتی برخی مشکلات زناشویی قبل از ازدواج رسمی آغاز میشود، که میتوان بسهولت آنها را کشف و رفع کرد.

 


دومحقق دیگربنام هی کوبر و هاروف نیز پنج نوع دیگراززندگی زناشویی را بدین شرح شناسایی کرده اند:‌

۱٫ زندگی معتاد به نزاع: زوج هایی هستند که تقریباً‌برسر هرموضوعی وارد جنگ می شوند.

۲٫ زندگی مرده و بی روح:‌ زوج ها عشق به همدیگرراتقریباً‌ازدست داده اند و توده های شناور جدا ازهم بر روی امواج متلاطم زندگی میباشند. یعنی مراقبان بچه ها هستند، ولی جنگ و دعوایی نیزباهم ندارند.

۳٫ زندگی هم مشربان منفعل: نوعی از زندگی زناشویی است که زوجین مدت طولانی بی تفاوت و بی احساس شده اند، آنها به آسودگی شخصی فکرمیکنند، ازجمله آسودگی اقتصادی. به شغلشان یا به دوستانشان بیش از همدیگر، علاقمند هستند.

۴٫ زندگی زناشویی حیاتی:‌زوج ها با همدیگر زیست میکنند ودرلذائد اساسی زندگی شریک میباشند.

۵٫ زندگی زناشویی تمام وکمال: ‌همانند زندگی حیاتی است، به استثنای اینکه تقریباً‌برای خوشبختی همدیگر هرکاری را انجام داده اند.

البته کاملا روشن است که نباید به مرزبندیهای سفت و سخت در زندگی زناشویی برسیم، چون زندگی زناشویی دارای دامنه ای گسترده از خوشبخت ترین یا بدترین را شامل می شود. یعنی در یک سو زوج های مطلقاً خوشبخت با احساس خوشبختی روزمره را داریم که تقریباً ۰‌%-۲۰% ازدواج های ازنوع مدل حیاتی یا کمالی را تشگیل می دهند. و در مقابل زندگی های تیره ونگونبختی وجود دارند که با نزاعهای مستمر،طلاق تلخ و دردناک به پایان می رسند.

این نکته با وجود تلخی اش، یک چشم انداز امید وارکننده برای زوجینی می باشد که ناراضی هستند، وهشداریست به زوج های جوانی که هنوز در روابط سفت و سخت، گذشته خودشان به تله افتاده اند.

گروه سوم محققین، شوسترن و کاواناگ هستند که شش نوع رابطه بین زن ومردتوصیف میکنند وعمدتاَ براساس تجربیات زوج های تحت معالجه ومطالعه خودشان، به این دسته بندی رسیده اند. این روابط شش گانه مبتنی بر دسته بندیهای دوبعدی مثل «عشق درمقابل خشم» یا « قوی درمقابل ضعیف» شکل گرفته است.

در بیشترزندگی های زناشویی افراد هر روز نسبت به روز قبل و بعد خودشان دچار تغییر می شوند، گاهی مرد «رهبر» و زن «پیرو» و مدتی نگذشته رابطه ها برعکس می شود.

۱٫ رابطه تربیت کننده مادر- پسری، دراین رابطه ترکیبی ازیک مرد، بخاطرتحت مراقبت قرارگرفتن ازدواج میکند و یک زن که نه فقط مادری برای کودک بلکه همینطورمادری برای شوهرش است. زن ممکن است از نظری انجام وظایف خانگی، دچار احساس بی کفایتی و تنهایی بکند.

۲٫ رابطه حمایت کننده«پدر وعروسک»، دراین رابطه مرد درنقش جدی،توانمند و پولدار بعنوان یک همسرجذاب قراردارد وزن بعنوان یک«شی جذاب» قرار می گیرد. زن ممکن است اینطرف وآنطرف پرسه بزندوازناحیه مردان دیگر نیز توجه زیادی را جلب کند، درحالیکه بطورکلی به آنان علاقمند نیست.

۳٫ رابطه چالش برانگیز دراین رابطه زنی هرزه ومردی نازنین قرار دارد که اختلافاتشان بطور روزافزونی بالامیگیرد. یکی از زوجین اهل ناله و شکایت است ودیگری درپی پرهیزازدرگیری واختلاف. بنابراین، ظاهراً‌شوهرنازنین تا مدتی میتواند با زیرکی وتحمل، همسرخرده گیرونق نقوی خودش را راضی وخاموش نگهدارد.

۴٫ رابطه کنترل کننده«ارباب و برده»، نوعی رابطه سنتی مرد سلطه گر و زن مطیع برای خدمت به مرداست.

۵٫ رابطه بین دو شاهین رقیب، دراین رابطه زندگی زناشویی مملوازاسترس است. هردو نفرسعی دارند برتری خودرا اثبات کنند. هردو نفرازمحبت ندیدن و آسیب دیدن ترس دارند وبا عصبانیت ناراحتی های خود را پنهان می سازند.

۶٫رابطه فوق العاده هماهنگ و همسو بین دو« قُمری یا پرستوی عاشق» دراین نوع رابطه بجای ظهور آسیب و خشونت که بطور واقعی نسبت به هم احساس میشود، زوجین نقش دو «قمری عاشق» را بازی میکنند.

اما برخی زوجین هم هستند که روی برخی ازنقش های زندگی مشترک منجمد شده اند. به این ترتیب برروی عاطفه ای چسبیده وگیرمیکنیم واحساسات دیگرمانرا انکار میکنیم، نقش مان در جریان بازی اغلب بصورت مخرب، جرزننده یا درهم ریزنده قواعد بازی می باشد.

بسیاری از ما تحت فشار یکسری نیازهاازدواج میکنیم که غالباً نیازهای دوران کودکی وطفولیت هستند. اما ازدواج نمی تواند به همه نیازهای سرکوب شده ما پاسخ دهد. هنگامیکه درزندگی زناشویی مشکلی حادث می شود، شریک زندگیمان را سرزنش میکنیم. سازگارترین زن و شوهرها ازتوانایی بیان کردن همه احساساتشان( دامنه وسیعی از عشق، خشم، قدرت و ضعف) برسرحفظ تعادل درمیان این عواطف، دچار ضعف وکاستی می شوند.

این کلید شوسترن و کاواناگ برای یاری به زندگی های درحال فروپاشی می باشد که :

زوجین بایستی از طرز بیان و کنترل احساسات تا همه اجزاء و عناصر تشگیل دهنده شخصیت هایشان را بیاموزند تا از افتادن در دام بازیهای مخرب، پرهیز نمایند. همچنین آنها باید راههای تامین و تحقق نیازهایشان را بشناسند، بجای اینکه تماماً بر شریک زندگی شان وابسته باشند و او را بخاطر عدم تحقق نیازهایشان سرزنش نمایند.

 

قصه های عشق زوجین

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!