الگوی تفکر همه یا هیچ در اضطراب اجتماعی(۲۰)

 

الگوی تفکر همه یا هیچ

منظور از تفکر دوگانه راست یا دروغ، همه یا هیچ این است که شما مایلید خصوصیات شخصی خود را در رده سفید مطلق یا سیاه مطلق ارزشیابی کنید. در واقع تمایل دارید واقعیات را به صورت مطلق تعبیر وتفسیرکنید، یعنی طبق این الگوی فکری، به هیچ وجه،حالت بینا بینی و حد وسط یا بخش خاکستری وجود ندارد.

کسانی که طبق قانون همه یا هیچ می اندیشند، همه امور را به دو بخش تقسیم میکنند. یعنی ثنویت گرا هستند.

ریشه اصلی این تفکر در ثنویتی روانشناختی – فلسفی عمیق بنام «من» و «دیگری» نهفته است. انسان با تولد در این جهان و ارتباط با انسانها و اشیای دیگر اطراف خویش، به ساختن این ثنویت مشغول می شود. این حالت بخشی از هویت انسان در این جهان مادی می باشد. انسان بتدریج که بزرگ می شود، بوسیله ایجاد تفاوت بین «من» و «دیگری» در حقیقت شرایط زیستی و حیاتی خود در این جهان را فراهم می سازد.

ولی متاسفانه وقتی که در مغز انسان دو مقوله فوق بصورت سلسله اعصاب ساخته می شود، انحرافات عمیقی در تفکر انسان پدید می آید. در حالیکه انسان بطور بالقوه فاقد «من» بود، در جریان رشد آنرا می سازد. من یا اگو یک ساختار تماماً ذهنی و روانی است که بعنوان کانون مرکزی همه کارکردهای ذهن قرار میگیرد و بخودش جذب میکند:

مادر من، پدر من، عروسک من، دوست من، … علم من، دین من، تاریخ من، کشور من، ….

«من» در حالت جمعی با حفظ همان خصوصیات و فتوحات خیالی خویش، به ما نیز تبدیل میگردد: خانه ما، شهر ما، کشورما، دین ما، ….

من و ما، دارای ساختار و محتوا می باشند. در جنبه ساختاری مشترک ولی از جنبه محتوا تفاوت هایی ممکن است داشته باشند.

یکی از ویژگی های مشترک «من و ما» ساختن «دیگری یا غیر» می باشد. بدون وجود عامل غیر، من ذهنی یا مای ذهنی، حیاتش به خطر می افتد. بهترین حالت غیر زمانیست که بصورت یک قطب مخالف و دشمن ظاهر شود. بنابراین داشتن یک دشمن برای من و ما، بهترین شرایط بقا و استمرار حیات می باشد:

بعد از تشگیل این ثنویت، ذهن برای هرکدام از این مقولات، وظایفی و کارکردهایی تعریف میکند.

مثلا مادر من کسی است که به من غذا میدهد، در آغوش میگیردو… اینها بصورت تجربیات زمان دار در ذهن انسان ذخیره می شود و بخشی از هویت او را می سازد.

این هویت ها طبق فرمولاسیون ذهن برای بقاء خود با جدایی از دیگران و تفاوت داشتن با دیگران معنا می یابد.

به این ترتیب بستر تشگیل یک الگوی تفکر همه یا هیچ بوجود می آید.

درذهنیت اشخاص با این طرز تلقی همه امور به دو طبقه تقسیم می شود: خوب یا بد، سیاه یاسفید، ممکن یا غیر ممکن، مطلوب یا غیر مطلوب.

گاهی آنرا تفکر «یا این- یا آن» هم می گویند.

اگرکسی خوب نباشد، حتما بداست.

اگرخوشبخت نباشد، حتما بدبخت است.

اگر صلاحیت ندارد، حتماً بی صلاحیت است.

این نحوه ارزشیابی مسائل، واقع بینانه نیست. زیرا زندگی بندرت درتمام جنبه ها به حدکمال می رسد. مثلاً هیچ کس به طور مطلق با استعداد یا مطلقاً نفهم نیست، هیچ کس خوشبخت یا بد بخت نیست، هیچ کس با صلاحیت یا بی صلاحیت نیست، هیچ کس به طورکامل جذاب یا مطلقاً زشت نیست وامثالهم.

در همین اتاقی که نشسته اید، نگاهی به زیر پایتان بیاندازید؛ آیا کاملاً تمیزاست؟یا تاحدی تمیز است؟ مطلقی دراین جهان وجود ندارد. هرکجا افکار شما رنگ و بوی مطلق بخودش بگیرد، بدانید که دچار مطلق اندیشی شده اید. اگرسعی کنید که تجارب خود را به زور در دو طبقه مطلق سیاه یا سفید جای بدهید، مطمئن باشید نتیجه اش جز نومیدی و یاس و افسردگی نخواهد بود چون ادراکات خود را با یک تصور غلط کر و کور می سازید و اجازه نمیدهید با واقعیت عینی تماس سالمی داشته باشد.

وقتی که دچار الگوی تفکر همه یا هیچ باشید، همه اتفاقات جهان بالقوه، منشاء تولید اضطراب و درد برای شما خواهند بود. چون هیچ اتفاقی نمی تواند، انتظار شما را تامین کند. جهانی که ذهن شما ساخته با جهان واقعی سرسازگاری و سازش ندارد. توهم شما تلاش میکند که واقعیت جهان را با الگوهای خود ساخته، سازگار نماید. این الگوهای مختلف را میتوان در چند حیطه اساسی، بصورت ملموس تری شاهد بود:

۱.مطلق اندیشی اخلاقی: «اگر به هردلیلی نتوانم هدفم را بدست بیاورم، هرگز نباید خودم را ببخشم.»

۲.تمامیت خواهی عملکردی: «برای این که انسان ارزشمندی باشم، باید در همه کارهایم موفق شوم.»

۳.تمامیت خواهی فکری- شناختی: «مردم مرا به عنوان یک انسان آسیب پذیر قبول ندارند.»

۴.تمامیت خواهی احساسی: «باید همیشه بکوشم تا شاد و خوشبخت باشم، احساسات منفی ام را کنترل کنم و هرگز احساس نگرانی و افسردگی به خود راه ندهم.»

۵.تمامیت خواهی رمانتیک: «باید همسر کاملی پیدا کنم و همیشه واله و شیدای او باشم.»

۶ .تمامیت خواهی ارتباطی: «زن و شوهر نباید با هم مشاجره کنند و بر هم خشم بگیرند.»

۷.تمامیت خواهی در ظاهر: «تناسب اندام ندارم، چون کمی اضافه وزن دارم وپاهایم چاق است،صورتم نیز جوش زده است.»

تمرین:
آیا میتوانید موقعیت هایی را بخاطربیاورید که از طرزتفکر راست یا دروغ درآنجا استفاده کردید؟

چه جورافکاری در ذهن تان جریان داشت؟

بدنبال این فکر چه نوع احساساتی را تجربه کردید؟

 

اضطراب اجتماعی و الگوی تفکر فاجعه نمایی!(۱۹)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!