افسردگی ناشی از اعتیاد به الکل و مواد مخدر(۱۰)

بیماری و افسردگی

گام بیست و هشتم: افسردگی بر کیفیت زندگی  و طول عمر تاثیر میگذارد

بدیهی است نشانه های افسردگی را که قبلا اشاره کردیم، همان هایی نیستند که مردم درهنگام بحث از «کیفیت زندگی»، به آنها اشاره میکنند. اما بجزدرد، بیچارگی، و احساس بیهودگی ناشی از افسردگی، بیماری جسمی نیز از افسردگی برمی خیزد.

بدن افراد گرفتار افسردگی به میزان بسیار بالایی هورمون  گورتیزول ترشح میکنند. با ترشح این هورمون سیستم ایمنی بدن تحت فشار قرارمیگیرد.

سیستم ایمنی تحت فشار، بیماررا بیشتر مستعد بیماریهای عفونی میسازد. بعلاوه، سیستم ایمنی تحت فشار، فرد را بیشترمستعد سرطان می سازد.

 

فردی که از«ضعف سلامتی»رنج میبرد، ممکن است از پزشکی به پزشک دیگر برود، درحالیکه ممکن است علت بنیادین بیماری او افسردگی باشد.

افسردگی دریک چرخه مخرب، میتواند به یک بیماری مزمن بیانجامد و بیماری مزمن نیزبنوبه خود افسردگی را پرورش میدهد.

اظهارنظرراجع به اینکه کدام یک مقدم وکدام متاخراست، چندان ساده نیست، ولی مشاهده اینکه چگونه میتوانند همدیگررا تغذیه کنند، مسبب بیماری بیشتر،افسردگی بیشتر،وکوتاه ساختن زندگی بشوند، امر مملوس و آسانی است.

بنابراین کسانی که از بیماری مزمنی رنج می برند بهتر است با پزشک خودشان راجع به این برنامه معالجه افسردگی و یا هر شیوه دیگری درمان گفتگو و مشاوره بگیرند.

 

اندیشه های سیاه ، امراض جسمی را بدنبال می آورند

مارتین لوتر MARTIN LUTHER

۱۴۸۳-۱۵۴۶

 

 

افسردگی و مواد مخدر

 

گام بیست ونهم:افسردگی اولین علت اعتیاد به الکلی،موادمخدرودیگرانواع اعتیادهاست

افسردگی ناشی از اعتیاد به الکل و مواد مخدر(۱۰)

افسردگی میتواند منشاء بدبختی فراگیرعاطفی، ذهنی، جسمانی باشد. تحمل کردن یک نوع خسران زیاد و طولانی مدت، بدون اینکه اندگی امید به رهایی، خلاصی و راحتی ازدرد ورنج وجود داشته باشد، بسیاردشوار و شکننده است.

وقتی چشم اندازها خاموش می شوند، افسردگی متولد می شود

درچنین شرایطی تقریباً هرنوع دارو یا مختل کننده حواس برای کاستن ازشدت این نوع درد، مورد استفاده قرار میگیرد. مصرف الکل تقریباً شایع ترین نسخه های خود تجویزی برای کاستن ازرنج افسردگی است. دارویی که امروزه براحتی برای جویندگانش وجود دارد و درکشور ما خود پروسه بدست آوردن مشروبات الکلی  یک فرایند هویت بخش کاذب تبدیل شده است. یعنی تلاش برای یافتن واسطه ها و عوامل فروش مشروبات الکلی و نوشیدن افراطی آن در جمع دوستان به یک مبارزه هویت بخش کاذب تبدیل شده و کسانی که افسردگی دارند، برای مدت بخاطر همین مشغولیت دچار احساس هویت کاذب «مبارز» می شوند.

درجامعه غرب هم که نوشیدن الکل اساسا مشروعیت اجتماعی دارد!

متاسفانه خود مواد تشگیل دهنده الکل بلحاظ شیمیایی  یک افسرده کننده بسیار نیرومند است. بعدازاینکه تاثیرات نشاط آورومست کننده موقتی آن سپری شد، افسردگی وخیمتری بدنبالش میاید.

مخصوصاً باید به این حقیقت تلخ اشاره کرد که برای برخی افراد الکلی، مشروبات الکلی  بعنوان رایج ترین شیوه برای فراموشی عاطفی و ذهنی، مورد استفاده قرارمیگیرد.

داروهاازهمه نوع(تجویز شده، بدون نسخه، قانونی یا غیرقانونی) برخی اوقات بصورت نامناسب توسط افراد افسرده برای ایجاد حس کرختی و بیحس ساختن  نشانه های مرضی خاص  مورداستفاده قرارمیگیرد.

افسوس که این داروها بصورت بنیادی و اساسی افسردگی را معالجه نمیکنند. افزاینده ها، کاهنده ها، مسکّن ها، آرامبخش ها، انرژیبخش ها، و بقیه داروها درمورد معالجه افسردگی بی اثرند. درواقع آنها افسردگی را تشدید میکنند.

 

بطور مسلم ما نمی گوییم که بلحاظ اجتماعی نوشیدن الکل، داروهای تجویزی، یا داروهای بدرستی انتخاب شده  اعم از اینکه برای اهداف درمانی باشد یا بمنظور تفنن همیشه بد هستند، یا همیشه نشانه افسردگی یا علت افسردگی هستند.

درحقیقت اساس حرف ما این است که هرچیزی (حتی چیزهای خوب ومفید) میتواند در تلاش برای «خود درمانی» نشانه های افسردگی، مورد سوء استفاده قراربگیرند.

اعتیاد افسردگی و مرگ

دو مورد سیگار و قلیان که هم تحریک کننده می باشند هم کندکننده، امروزه بیشترین استفاده را در بین جوانان کشورمان دارند. مصرف کنندگان تنباکو(قلیان و سیگار) عمدتا برای تنظیم حالت های روحی و روانی من جمله تندخویی، بی رمقی ویا هردو، ازآنها استفاده می کنند.

متاسفانه،نیکوتین یکی ازاعتیادآورترین نمونه های شناخته شده  با«آثارجانبی» ازجمله بیماریهای بیشماری می باشد که منجربه مرگ بیش ۵۰ هزارنفردرطول سال  می شود. و ازمیان سیگاریها و قلیونی ها ۶۹% افسردگی دارند.

حتی اگرسیگارکشیدن موجب بهبودی افسردی شود(که اینطورنیست) واگرتنباکو افسردگی را تسهیل ودرمان میکرد(که اینطورنیست)، فقط تاثیرات جانبی سیگار و تنباکو دلیل محکمی است که هیچ انسان عاقلی آنرا بعنوان داروی افسردگی توصیه نکند.

البته خود درمانی اعتیاد آور و کشنده فقط  محدود به مواد شیمیایی نیست، بلکه انواع دیگری از مواد و فعالیت های ظاهراً بی ضرر و حتی خوشمزه نیز وجود دارد که  موجب اعتیاد و تشگیل چرخه افسردگی می شود.

معمولاً مردم عادت دارند از هرچیزی که بتواند  برایشان «حواس پرتی» و غلتیدن در بی حسی و کرختی را فراهم سازد تا از روحیه افسرده رهایی یابند، استفاده میکنند؛ غذا خوردن، روابط جنسی، تماشای تلویزیون، قماربازی،کار وفعالیت، حتی گرایش به افسانه ها و باورها واعتقادات عجیب وغریب موهومی یک جریان درمان کننده تلقی می شود.

هرچیزی میتواند موجب وسواس یا رفتارجبری  بشود؛ مثل رفتاراعتیادی، تحریک کننده، خالی ازنشاط. هرچیزی که ممکن است درجایگاه مناسب وتعریف شده اش، خوب و مثبت  باشد اما موقعی که  مورد سوء استفاده قرار میگیرد، تنها برای سرپوش گذاشتن برافسردگی،بلکه منجر به مساعدت درافسردگی می شود.

یقیناً ممکن است افرادی بدون داشتن افسردگی نیز دارای رفتار جبری و وسواسی باشند، وهمینطورهمه افراد افسرده دارای وسواس جدی نیستند. اگرشما دارای«عادت بدی»هستید، همان میتواند ازجنبه جسمی افسردگی را امکانپذیر نماید.

 

 

(افسردگی)هنگامیست که روح انسان مفلوج،مقهور و غمگین است،و او نمیداند چرا؛ هنگامی که «گذشته» همانند گردبادی ویرانگر  به سوی شما می آید، زندگی پوچ وبیهوده شده، روح و جسم سنگین وتحمل ناپذیر، والبته آینده جاده ای به سوی مرگ و تباهی  دیده می شود.

مارک تواین MARK TWAIN

 

ادامه دارد….

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!