اضطراب سلامتی و چگونگی رهایی از تمرکز روی نشانه های بیماری(۱۰)

تمرکز کردن روی نشانه ها میتواند تبعات منفی داشته باشد

 

قبلا بحث کردیم که چطوری تمرکز کردن روی نشانه ها میتواند تبعات منفی داشته باشد ازجمله اینکه شدت نشانه های بیماری را افزایش بدهد.

متقابلاَ با افزایش شدت نشانه ها ، نگرانی ما نسبت به سلامتی مان بیشتر می شود و ماحصل این روند بیشتر شدن عوارض جسمی اضطراب و افزایش هرچه بیشتر تمایل مجدد بر تمرکزکردن روی نشانه هاست!

دراینجا میخواهیم با مقدماتی آشنا شویم که باعث تمرکز ذهنی ما روی نشانه های بیماری می شود و  نگران شدن و نگران ماندن را توجیه میکند. و سپس با راه حل های پرورش عامدانه و مدیریت شده توجه خواهیم پرداخت تا از تبعات روانی و عاطفی کشیدن شدن توجه مان به سوی نشانه های بیماری خلاصی یابیم.

 

تمرکز نمودن روی نشانه ها و نگرانی ها
کسانی که اضطراب سلامتی را تجربه می کنند اغلب با کمی هوشیاری می فهمند که دربدن خودشان بدنبال کشف علائم بیماری هستند و سپس بدنبال این عمل، راجع به عوارض بدنی مربوطه دچار نگرانی می شوند.

البته داشتن میزان مشخص و معینی آگاهی وشناخت از عوارض بدنی و تغییرات آن برای هرفردی لازم است و گاهی اوقات مقداری توجه به مشکلات سلامتی بالقوه هم مفید است.

ولی اگر شما وقت زیادی را صرف تمرکز روی نشانه ها کرده اید یا متوقف ساختن افکارتان راجع به این نشانه ها برای شما کارسختی شده است،لازم است هر چه زودتر برای بازپروری قدرت تمرکز خودتان تلاش کنید که بخشی از هدف برنامه ما نیز همین است.

پیش از آنکه بخواهیم بحث باز پروری تمرکز را شروع کنیم،‌بهتر است از فکر کردن به این مسئله که چه چیزی باعث می شود در هنگام احساس اضطراب سلامتی، روی آن متمرکز کنیم، خودداری شود.

اندکی وقت بگذارید و فهرستی از واکنش های جسمی یا نقاطی از بدن تان را تهیه کنید که در هنگام دچار شدن به نگرانی سلامتی، بروی آنها شدیدا حساس می شوید و توجه تانرا به خودش می کشد. برای اینکه بتوانید این قضیه را بهتر مدیریت کنید، توصیه میکنیم در روی یک تصویربدنی، قسمت هایی را که برایتان باعث نگرانی می شوند، خط بکشید یا رنگ کنید.

 

 

تمرین:
اگر بدلیل برخی عوارض و واکنش بدنی یا در قسمت های خاصی از بدن تان دچار ناراحتی نیستید، ولی در عوض بطور کلی راجع به بیماری و مرگ، بیشتر اوقات فکر میکنید،‌ دراینصورت هم می توانید آن سری از نگرانیهای سلامتی خود رایاد داشت کنید که توجه شما را به خودش مشغول داشته است.

 

بیزاری ذهن انسان از لحظه اکنون

متاسفانه همانطور که ذکر کردیم، تمرکز کردن روی نشانه ها میتواند بسادگی شدت آن نشانه ها را بیشتربسازد و درنتیجه نگرانی و اضطراب راجع به آنها را افزایش دهد.

وقتی که موضوعی برای شما مهم می شود و برچسب اضطراری بر آن می زنید، از آن پس توانایی شما برای مهار افکار پریشان مربوطه به آن، بسیار تنزل می یابد. در واقع حضور داشتن در لحظه اکنون و توجه زنده داشتن به موضوعات دیگر، کاملا به حاشیه رانده می شود.

یعنی توجه کردن بر فعالیت های زندگی روزمره و حتی وظایف خیلی مهم دشوار می شود،‌ چون ذهن هر لحظه با ارسال پالس هایی توجه را به سمت درون خودش می کشد و به سراغ افکاری می برد که ساخته و پرداخته است. آیا هیچ وقت از خودتان سئوال کرده اید که چرا تمرکز کردن روی وظایف منزل، پروژه کاری، یا حتی خواندن چند صفحه مطلب خیلی از مواقع برای ما دشوار می شود؟ به محض اینکه می بینیم مطلبی اندکی طولانی است از خواندن آن می گریزیم. چرا؟

بطورکلی اولین علت اصلی این موضوع،‌بیزاری ذهن من دار انسان از لحظه اکنون می باشد. بندرت کسانی یافت می شوند که از آنچه هم اکنون در زندگیشان جریان دارد راضی باشند و آنرا بپذیرند. البته بصورت واقعی نه بصورت خود تلقین های صوری و متزلزل.

این ویژگی کلی کاکرد اصلی ذهن قاطبه مردم است. ذهن ماهیتا بقای خودش را در رفتن به زمان واهی و توهمی میداند و سعی میکند در یک زمان روانشناختی زندگی بکند تا در زمان واقعی و زنده هم اکنون.

موضوعات و نیازهای مربوط به زمان های گذشته و آینده بهترین خوراک برای ذهن می باشد. بنابراین هرنوع فکری که بتواند انسان را در گذشته نگهدارد برایش بسیار محبوب می باشد. یا اینکه انسان را به ایجاد توهمات مختلف در آینده سرگرم و مشغول و امیدوار نگهدارد. برای بسیاری ازمردم حرف زدن راجع به اتفاقات گذشته و تکرار آن با آب و تاب، بسیار شیرین و جذاب است تا اینکه بخواهند ذهن خود را از در لحظه اکنون نگهدارند.

انسانی که دچار اختلال اضطراب سلامتی است، بصورت اولیه از چنین ساختار ذهنی برخوردار است. یعنی مثل اکثر مردم استعداد غرق شدن در گذشته و آینده و بیزاری از لحظه اکنون را دارد.

فلذا، نشانه های جسمی بیماری بهترین سوژه می باشد که انسان توسط ذهنش به خلق افکار پریشان ومنفی مشغول شود، و با تکرار آن پیوسته آن در ذهن به توهمات مختلفی که خوراک ذهن هستند، مشغول شود.توجه کردن عجیب و شگفت انگیز روی ناحیه خاصی از بدن و نگرانی هایتان راجع به سلامتی یا به عوارض جسمی و بدنی، حاصل فعالیت سیستم مورد اشاره می باشد.

به همین دلیل حتی قبل از شروع هرگونه معالجات پزشکی و درمانی، فراگیری تکنیک ها و تمرین مکرربازپروری توجه وتمرکز،یک گام خیلی مهم برای غلبه براضطراب سلامتی می باشد که خودش بزرگترین بیماری و تهدید سلامت شما محسوب می شود.

با اجرای بازپروری مجدد«توجه» بطور قابل ملاحظه ای «توجه زنده» شما از روی بدن تان و عوارض جسمانی جدا شده و به سراغ چیزهای انتخابی می رود. یعنی بصورت آگاهانه «توجه» خود را مدیریت میکنید و برعملکرد آن نظارت میکنید. درعینحال با احساس رهایی توجه تان از بدن و بیماری، روی فعالیت ها و تجربیات دیگر زندگی تان تمرکز میکنید که کاملا به نفع شما و سلامتی تان می باشد.

زندان

چیزهای مهم را، فرهنگ و اجتماعی به انسان معرفی میکند.

 

اگو یا من ذهنی
در اینجا شناسایی یک موضوع مهم خالی از لطف نیست.
شاید از خودتان بپرسید که در درون من کیست که میخواهد توجه مرا مدیریت کند؟ مگر همین ذهنیت نیست که خودش باعث مشغولیت و درد و غصه و نگرانی من شده است؟ دائماَ افکار مختلف و نگرانی را مثل نوار تکرار یا رپلی میکند؟

آنچه که کار شناسایی و نظارت بر توجه شما را بعهده میگیرد،‌ذهن نیست، بلکه اصل شماست. یعنی روح به زبان دینی و به زبان روانشناسی، هوشیاری یا آگاهی می باشد. هوشیاری انسان که از زندگی جاری می شود وقتی وارد بدن می شود،‌متاسفانه بعلت عدم تربیت صحیح و سالم انسان، تماما جذب فعالیت های ذهنی می شود.

این هوشیاری که مسئولیت اداره کل بدن به عهده اوست، بخش اعظم نیرویش جذب چیزهایی می شود که ذهن به او معرفی میکند. ذهن نیروی هوشیاری را به سراغ چیزهایی می برد که فکر میکند مهم هستند.

چیزهای مهم را، فرهنگ و اجتماعی به انسان معرفی میکند.

مثلا هم اکنون در فرهنگ ما پول بسیار چیز مهمی محسوب می شود. بنابراین بدست آوردن پول یک هدف اساسی برای هوشیاری انسان تعریف می شود. محتوای ذهن ما توسط فرهنگ تولید می شود،‌هوشیاری را بطور کامل روی پول متمرکز میکند.

از این چیزهای مهم در زندگی بسیار هستند:‌پول، مقام، آبرو، حیثیت، کنترل دیگران، پیروزی، جلوه گری، گرفتن تایید و تمجید از دیگران، دردها مثل خشم، نفرت، حسادت، رقابت، …. همه اینها سیاه چاله های جذب و غرق کردن هوشیاری می باشند. رابطه اینها با هوشیاری مثل رابطه آب و خاک می باشد.

خاک به محض اینکه آب را بخودش گرفت و به گل تبدیل کرد، دیگر به همین سادگی حاضر نمی شود آنرا از دست بدهد. باید یک فرایند تبدیلی سخت بصورت بخار شدن براثر تابش آفتاب، بتوان آب را از گل بیرون کشید.

هوشیاری انسان نیز دقیقا به همین حالت جذب چیزهایی می شود که ذهن آنها را مهم و حائز اهمیت تعریف میکند.
این درحالیست که هدف اولیه واصلی زندگی از القای هوشیاری به بدن ما، این نبوده و نیست. ولی تربیت غلط مسیر و هدف زندگی را به گمراهی کشانده است. و حاصل این گمراهی بیماریهای مختلف جسمی و روانی، آشفتگی روابط بین انسان ها و بین ملت ها شده است.

بر اثر این انحراف هوشیاری از مسیر اصلی خودش و رفتن به ذهن، انسان یک هویت جعلی یا دروغین و توهمی پیدا میکند. هویتی که کاملا توسط ذهن خلق شده است و هیچگونه اصالت و اعتبار ندارد. این هویت جعلی انسان را «من ذهنی» یا «اگو» می گوییم.

مبحث اگو یا من ذهنی بسیار طولانی می باشد و توصیه میکنیم جهت کسب اطلاع به سایت زیبا خو بروید. و در آنجا مطلب مربوطه را پیگیری نمائید.

 

ادامه دارد….

رفتارهای پرهیز و ایمنی سبب ماندگاری اضطراب سلامتی می شود(۹)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!