اضطراب سلامتی و افزایش غژ و غژ در ماشین کهنه بدن!(۶)

اضطراب سلامتی، محرک ها

درمدل دوم، ما کشف کردیم که چطوری تجربیات گذشته زندگی ما سبب می شوند تا احساس آسیب پذیری بیشتری داشته باشیم، نگرانی ما راجع به بیماری مان را افزایش بدهد و ما را نسبت به نشانه ها و تغییرات بدنی حساس تر نماید.

همچنین مفهوم اضطراب سلامتی “خاموش یا نهفته” را شناختیم؛ اضطرابی که بدون درگیری و مواجهه ما با چیزی تحریک کننده یا اضطراب آور، اضطراب سلامتی ما را فعال می سازد و برای مدتی باعث دردسر و مزاحمت و اختلال در زندگی خواهد شد.

دراین مدل، سعی داریم محرک های بالقوه اضطراب سلامتی را بحث کنیم ومشخص سازیم که وقتی اضطراب سلامتی ایجاد شد، چطوری تا پایان عمر ماندگار می شود.

اضطراب سلامتی چگونه برانگیخته می شود
اگراز دوستان یا اعضای خانواده خود سئوال کنید که آیا درخصوص بیماریشان نگرانی داشته اند یا خیر، اکثر آنها احتمالاً به یکسری نگرانی های پراکنده راجع به بیماری شان اشاره خواهندکرد.

جالب است بدانیم چیزهایی که هر شخصی را نسبت به بیماری اش نگران می سازد، می توانداپیزود اضطراب سلامتی او را تحریک نماید. ودرعینحال هنگامی که این محرک ها با مجموعه قوانین و پیش فرض های نادرست و انعطاف ناپذیرترکیب شوند، اضطراب سلامتی را تحریک میکنند. محرک ها میتوانند ناشی از عامل درونی یا محیط باشند.

 

محرک های دارای منشاء درونی

اگر بیاد داشته باشید در مدلهای گذشته گفتیم که بدن ما درست شبیه یک ماشین قدیمی کار میکند. با گذشت زمان و افزایش سن برخی سر وصداها  و غژ غژ در آن روز به روز بیشتر می شود و حتی برخی قطعات آن از رده خارج می شوند.
بطورکلی،کاملاً طبیعی است که با افزایش سن شخص احساس کند در بدنش برخی علائم و عوارض ظاهرشده است.

این ها ممکن است ناشی از ناراحتی های گوارشی باشند، برخی صداها یا کرختی و بی حسی در قسمت هایی از بدن باشند، پیچیدن صداهایی درگوش، حساسیت به گرما یا سرما در دندان ها، افزایش یا کاهش در ضربان قلب، تغییر دربزاق، وکم و زیاد شدن میزان انرژی باشد.

گاهی اوقات بعضی نشانه های جدید وناآشنا را تجربه میکنید مثلاً حمله سردرد یا زیاد شدن خارش. بیشتر بانوان درموقع قاعدگی ازیکسری عوارض و حسیات جسمی عجیب و نامانوس در بدنشان خبر میدهند. شاید شما عوارض جسمانی غیر معمول داشته باشید، مثل احساس یک مزه عجیب در دهان یا توده منقبض عضلانی زیرچشمانتان.

محرک های با منشاء بیرونی

علاوه براتفاقاتی که در درون ما واقع می شوند، برخی از کارهای بیرونی میتواند توجه مان را به سوی مشکلات بیماری بیرونی سوق دهند، از اینرو اپیزود های اضطراب سلامتی را برانگیزد. برای مثال:

• ترس ناشی از اخبار بیماریها

• قرار ملاقات پزشکی قریب الوقوع

• درتماس بودن با کسانی که ناراحت هستند

• شنیدن مطلب یا خبری راجع به دچار شدن یکی از نزدیکان و آشنایان به بیماری

• کسب نتایج نامحتمل در آزمایش پزشکی

• باخبر شدن از یک بیماری در خودتان

• دور شدن از مراکز بهداشتی و درمان مثلاً در جریان سفر دریایی.

 

تمرین : در رابطه با اضطراب سلامتی تان هرنوع محرکی را که تجربه میکنید را یادداشت نمائید:

محرک های درونی

 

محرک های بیرونی

تفکر کاتاستروفیسم. اضطراب سلامتی

اضطراب سلامتی چگونه حفظ می شود

تفکر بی فایده مرتبط به سلامتی
اگرقواعد وپیشفرض های بی فایده سلامتی شما بوسیله انواع مختلف محرکهای ذکر شده فعال شوند، آنها احتمالا بر شیوه تفکر شما راجع به حسیات یا عوارض بدنی تان و همچنین نحوه تفسیر شما از اطلاعات کسب شده از پزشکان متخصص یا سایر منابع، تاثیر منفی میگذارند.

بطورکلی افراد دچار اضطراب سلامتی تمایل دارند این احتمال را که یک بیماری جدی و خطرناک دارند را بیش ازحد بزرگ نمایند و در مقابل توانایی خودشان برای مقابله با چنین مشکلی را بسیار ناچیز به حساب آورند.

آنها همچنین تمایل دارند فاکتورهای دیگررا ندیده بگیرند که ثابت میکنند،‌وضعیت به آن وخامت و بدی که آنها پیش بینی کرده اند نیست. مثلانسبت به اطمینان خاطردادن پزشکشان که می گوید بیماری شما چندان جدی نیست بی توجهی می کنند، تمرکز اصلی و زیادشان روی تبعات احتمالی منفی می باشد تا اینکه به شانس شفا و درمان یافتن یا توانایی مدیریت مشکل.
ازاینروهمه تجربیات مرتبط باسلامتی بصورت سناریوهای طرزتفکر« فاجعه نمایانه»، یا «بدترین مورد»، دیده می شود.

تفسیر کاتاستروفیک یا فاجعه آمیز از تغییرات و عوارض بدنی
اگرپیشفرض های بی فایده سلامتی مانند این مورد را داشته باشید« به احتمال زیاد همه ناراحتی ها و تغییرات جسمانی خود را علامت یک بیماری جدی تلقی خواهید کرد» و سپس با محرکی روبرو شوید که دردی را در مفاصل شما ایجاد می کند،‌ به سهولت سمت طرز تفکر فاجعه نما یا کاتاسترفیسم در باره معنای این درد ها می روید.

شاید اینطور تفسیر کنید و بخودتان بگوئید:‌» این درد حتماً مربوط به آرتروزاست»، « احتمالا دچار سرطان استخوان شده ام»، « این مرض دخل مرا میاره و منو می کشد» یا « شایداین درد مربوط به یک بیماری لاعلاج باشد»

تفسیر کاتاستروفیستی از اطلاعات مربوط به سلامت
ممکن است اطلاعات مربوط به بیماری را بصورت بد تفسیرکنید طوریکه بیماری را بسیار فراترازحد و اندازه واقعی آن جدی بگیرید و به حساب آورید: برای مثال تصور کنید که پزشک به شما گفته:

“آزمایش خون تان نشان میدهد گلبول های سفید خون تان پایین است، شاید علت آن به یک سرما خوردگی یا مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک ها مربوط شود. بهتر است آزمایش را بعمل آوریم.” اگر شما از یک چنین فرضیه بی فایده مرتبط با سلامتی برخوردار باشید، «اگر پزشک راجع به مشکل من شناخت دقیقی نداشته باشد یا دقت نکرده باشد، دراینصورت ممکن است خطر جدی سلامتی ام را تهدید خواهد کرد» بدنبال آن ممکن است افکار دیگری در ذهن تان به چرخش بیفتد که«حتما دچارلوسمی یا سرطان خون هستم»، یا «شاید ایدز (اچ آی وی ) گرفته باشم، چون پزشک آزمایش مربوط به لوپوس یا ایدز را ننوشته بود. در اینصورت احتمالا همین بیماری را گرفته ام.»

تمرین:
اندکی وقت بگذارید، و سعی کنید تعدادی از افکار بی فایده راجع به بیماری تانرا که قبلاً تجربه کرده اید، یادداشت نمائید. به یاد بیاورید راجع به بیماری تان یا در باره اطلاعات بیماری که دریافت کردید، چه چیزهایی بخودتان می گفتید؟

ادامه دارد…

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!