استانداردهایی که شما را کمالگرا می سازند-بخش ۶

استاندارد در واقع مثل خط کش اندازه گیری و راهنما یا اصلی است که ما برای سنجش میزان موفقیت، مقایسه کردن یا تایید و تصدیق از آن استفاده می کنیم.

استانداردها شیوه و ابزاری هستند که مجال قضاوت یا داوری راجع به خودمان و کیفیت اعمال مانرا فراهم می سازند. استاندارد نشان می دهد ما چه چیزی را قابل قبول و چه چیزی را غیر قابل قبول می دانیم.

یک استاندارد میتواند به حوزه خاصی از زندگی ارتباط پیدا کند.

مثل«دوست دارم تاجایی که درتوان دارم بهترین کار را انجام بدهم» یا میتواند یک استاندارد فراگیرتری باشد،

مثل«دوست دارم هرکاری که میکنم ازحداکثر توانایی و قابلیتم بهره بگیرم»

یادآوری این نکته اهمیت دارد که تعیین استاندارد برای خودمان ودیگران کاری متعارف است وبه میزانی که برای تحقق این استانداردهاکمک یا تلاش میکنیم، همانقدر احساس ارزشمندی به ما دست میدهد.

 

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b2%db%b3%db%b7%db%b6%db%b4%db%b8%db%b7%db%b2%db%b3

استانداردهای کمالگرایی

استاندارد ذاتاً یک شیوه و ابزار ارزشمند و مفیدی جهت ارزیابی در فرایند انجام کارهاست، اما مشکل موقعی آشکار می شود که کسی یکسری استانداردهای سطح بالاوانعطاف ناپذیربرای خودش یا برای دیگران تعیین بکند.

دراینصورت احتمالا ما قادر نباشیم به استانداردی که تعیین کرده ایم، دست یابیم، یا اینکه با هزینه گزاف(ازنظر وقت، انرژی،پول،) بتوانیم آن را محقق سازیم.

در این حالت هم معلوم نیست که نتیجه بدست آمده چقدر پایدار خواهد بود و ما تا چه اندازه میتوانیم به تداوم و حفظ سقف استاندارد، متعهد باقی بمانیم!اینها را استانداردهای سفت و سخت نامیدیم.

در واقع احتمال دارد که مهمترین فاکتور حفظ و استمرارکمالگرایی و مشکل اصلی کمالگراها  درهمین استانداردهای سفت و سخت نهفته باشد.

اجازه بدهید با طرح دو مثال متفاوت،موضوع را بیشتر بکاویم؛

خانم محمدی درمورد رانندگی کردن یک چنین استانداردی برای خودش تعیین کرده است:«به نفع خودم و بقیه مردم است که هنگام رانندگی قانون شکنی نکنم»

ایشان دریکی از روزها که برای رسیدن به محل کارش خیلی عجله داشت، در اتوبان با سرعت غیر مجاز رانندگی میکرد،و به همین دلیل باعث ایجاد تصادف گردید. او بخاطر طرز رانندگی و تصادفی که مجوب آن شده بود، اظهار پشیمانی کرد، ولی راجع به خودش بعنوان یک انسان دچار احساس بدی نشد.

آقای جمالزاده  هم در زمینه رانندگی استاندارد خودش را دارید، ولی دارای یک استاندارد انعطاف ناپذیروسفت وسخت می باشد، به این مضمون« راننده وظیفه شناس به هیچ عنوان نباید خلاف قوانین و آئین نامه رانندگی نماید»

او نیز در یکی از ایام به هنگام تردد که برای رسیدن به محل کارش عجله داشت، از چراغ قرمز عبور کرد و بخاطر آن توسط پلیس جریمه شد. پس از این اتفاق به خودش گفت « واقعاً گند زدم، آدمی مثل من که توجهی به قوانین ندارد باید به اشد مجازات برسد و جریمه شود. بشدت از دست خود دچار احساس خشم و عصبانیت شد چرا که بدلیل عجله چنین کار احمقانه ای مرتکب شده بود،بنابراین بخودش قول داد که از این لحظه به بعد رانندگی را کنار بگذارد!

اغلب مواقع اکثر ما از استانداردهایی که برای خودمان و دیگران تعیین میکنیم، بی خبریم! این استانداردها چون نانوشته هستند، و بصورت دستورالعمل ذهنی در ناهوشیار ما ذخیره می شوند،فقط در پس زمینه اثر خود را میگذارند. به زبان ساده تر، هنگامی که استاندارد مورد نظر ما تحقق نمی یابد، تازه در این موقع متوجه آن می شویم.چون عواقب و تبعاتی احساسی و رفتاری آن آشکار می شوند و به سطح می آیند.

بطور مثال، شما اصلا نمی توانید متوجه بشوید که احساس درماندگی و عجزدرمقابل نشستن ظروف غذا توسط دخترتان، بدلیل استانداردیست که در زمینه نظافت منزل در ذهن تان ذخیره کرده اید و بخاطر همین استاندارد شاید سفت و سخت است که دائماً خودتان و اعضای خانواده را به چالش می کشید و اختلاف و درگیری بوجود می آورید. مثلا همین استاندارد که معمولاً بانوان از آن پیروی میکنند«خانه یک زن کدبانو، همیشه باید مثل دسته گل تمیز و مرتب باشد».

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b2%db%b3%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b0

ازخودتان سئوال کنید،آیااین استاندارد انعطاف پذیر و قابل دست یابی است یا خیر؟ اگرپاسخ شما “بله” باشد، احتمالاً استاندارد سالمی دارید که برای زندگی تان موثر و مفید خواهد بود. اگر پاسخ تان “خیر” باشد در اینصورت احتمالاً یک نوع استاندارد سفت و سخت برای خودتان تعیین کرده اید.آیا استاندارد سفت و سخت فقط در یکی از حوزه های زندگی تان می باشد یا در حوزه مختلفی از زندگی تان درگیر چنین استانداردی هستید؟

با مطالعه ای که در مطالب کمالگرایی بعمل می آورید، سعی کنید نسبت به استانداردهای سفت و سختی که در زمینه و پشت صحنه فعالیت های شما قرار دارد، پی ببرید.

مثلاً درموردی چون  “من باید مطالب این ۴ فصل کتاب را امروز بطور کامل مطالعه کنم”، یا  “من نباید مرتکب اشتباه بشوم”.

وقتی دقت کنید و نسبت به رفتارهای خودتان توجه نشان بدهید، شاید در ظاهر متوجه یک چنین استانداردهایی نباشید، ولی بزودی متوجه خواهید شد که در بستر آنها، نوعی استاندارد انعطاف ناپذیر قرار گرفته است.

 

ماهیت فردی استانداردهای سفت و سخت

یادآوری این نکته اهمیت دارد که بدانیم استانداردهای تعیین شده توسط ما فقط ازنظر شخص ما سفت و سخت باشند، درحالیکه برای یک فرد دیگر چنین نباشد. یعنی درحالیکه کاری یا موضوعی برای ماکاملاً چالش برانگیزودشواراست،برای شخص دیگر کاملاً آسان باشد. درنتیجه  مقایسه کردن استانداردهایی که شما برای خودتان تعیین کرده اید با استانداردهای دیگران برای خودشان تعیین میکنند، کار بیهوده و بی فایده است. مثلاً هنرآموزی بخواهد برای خودش این استاندارد را تعیین کندکه در نواختن پیانو طی دو هفته یا یک ماه آینده به سطح مربی خودش برسد.

هرچند تعیین چنین هدفی برای یک نفر پیانیست کنسرت، یک استاندارد قابل تحقق و دست یابی می باشد.ولی برای یک هنرآموز تازه کار جز یاس و نومیدی به بار نخواهد آورد.

به مثال دیگری توجه کنید، اگر شما این استاندارد را برای خودتان تعیین کنید: “من باید بتوانم تا هفته آینده برای مسابقات ماراتون آمادگی پیدا کنم.” چنین استانداردی برای شخص مثل من که تمرین منظم و مرتبی در دویدن ندارم، یک هدف غیر واقعی به حساب می آید. گرچه برای یک دونده استقامت مسابقات تعیین چنین هدفی کاملاً واقع بینانه می باشد.لذا درهنگام تعیین استانداردهای بالا برای خودتان حتماً ماهیت فردی استانداردها را در موردخودتان مد نظرقرار بدهید.آیا این استاندارد برای من واقع گرایانه است یا خیر؟

همچنین یادآوری این نکته اهمیت زیادی دارد که ضروری و لازم است استانداردها را منطبق و سازگار با وضعیت و موقعیت تعیین کنید.به مثال زیر دقت فرمائید:

خانم جهانبخش همیشه استانداردهای سفت و سختی برای خودش تعیین میکند. او دوست دارد یورتمه راه برود، ولی بخاطر آسیب دیدگی زنوهایش نتوانسته به مدت چند هفته تمرین داشته باشد. او پس از بهبودی برنامه ورزش دویدن را با یک استاندارد جدید شروع کرد :” من باید بتوانم روزی ۱۰ کیلومتر بدوم” .  او در اولین روز اندکی با ملاحظه کارش را شروع کرد چون وضعیت بدنی اش مهیا نبود. اما از آنجائیکه استاندارد او انعطاف ناپذیر بود، خودش را مجبور کرد تا از روزدوم بعد به هدف از پیش تعیین شده اش پایبند باشد. و بالاخره ایشان آنقدر بخودش فشار آورد تا اینکه مجدداً زانوی ایشان آسیب دید و برای چند هفته دیگر نیز مجبور به استراحت شد.

همانطور که می بینید خانم جهانبخش نتوانست انعطاف پذیر باشد و استاندارد خودش را با وضعیت زانوی آسیب دیده اش تنظیم نکرد. این اتفاق در میان افراد کمالگرا کاملاً معمول است.

درمباحث و تمرینات مدلهای پیش رو برای غلبه برکمالگرایی،کمک خواهیم کرد تا استانداردهای سفت وسخت خودتان را سازگار و منطبق برواقعیت بسازید، رفتارهای کمالگرایانه را کاهش بدهید و تفکرات، قواعد و فرضیه هایی را که راهنما و هادی رفتارهای شما هستند را به چالش بکشید. ولی قبل از اقدام به تغییر از شما میخواهیم همچنان به شناخت دقیقتر کمالگرایی ادامه دهید تا نسبت به منافع و مضرات تغییر کاملاً آگاه شوید.

ادامه دارد…

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!