ازدواج کردن، درمان افسردگی شما نیست!

 

افسردگی، ازدواج، روابط زناشویی

بابایی روان‌شناس ، با اشاره به اینکه بعضی افراد برای درمان افسردگی خود گزینه ازدواج را انتخاب می‌کنند، اظهار داشت: بعضی از افراد بدون درمان افسردگی خود به سراغ ازدواج می‌روند و زندگی مشترک خود را با این تصور که ” اگر یک نفر وارد زندگی‌ام شود می‌تواند به من کمک کند”، تشکیل می‌دهند.

وی با تأکید بر اینکه گاهی برخی افراد افسردگی‌شان را به طرف مقابل انتقال می‌دهند، اذعان کرد: بعضی از اشخاص پس از ازدواج افسردگی را به طرف مقابل خود انتقال می‌دهند. به عنوان مثال همسر زوجی که افسردگی دارد وقتی از او بخواهد با هم بیرون بروند یا در میهمانی حاضر شوند فرد افسرده او را همراهی نمی‌کند در نتیجه سبب گوشه‌گیری طرف دیگر می‌شود.

این روان‌شناس در ادامه گفت: البته چنین امری در همه موارد صدق نمی‌کند چرا که افسردگی بیماری مسری نمی‌تواند باشد ولی به دلیل اینکه دو نفر که با هم زندگی می‌کنند رفتارشان مانند هم می‌شود این فرضیه در بیشتر موارد صدق می‌کند.

وی تصریح کرد: افسردگی موانع چندانی در پیشبرد زندگی پدید نمی‌آورد و در بسیاری موارد براحتی قابل درمان است، اما خانواده و خود فرد باید در نظر داشته باشند که این درمان باید تحت نظر مشاور و نه زیر سایه ازدواج انجام گیرد.

بابایی در پایان تأکید کرد: هر شخصی باید هنگامی که ازدواج می‌کند برای پذیرش نقش همسر، مادر یا پدر آماده باشد نه این که بار مسایل روحی خود را روی شانه طرف مقابل بگذارد، در واقع سلامت روانی زوج‌ها، توانایی برای تأمین نیازهای جسمی و عاطفی طرف مقابل و همچنین داشتن منبع درآمد مناسب از جمله مواردی است که می‌تواند ضامن استمرار زندگی مشترک باشد.

افسردگی بعد از ازدواج را چطور باید درمان کرد؟

برای درمان افسردگی بعد ازدواج مهم این است که در درجه اول بفهمیم افسرده ایم. باید کمی دقت کنیم و با شناسایی علائم به افسردگی پی ببریم. در مرحله بعد باید به دنبال دلایل باشیم. از خودمان بپرسیم که آیا به اجبار تن به ازدواج داده ام؟

اگر این طور است باید برای حل این موضوع کمک بگیریم. برای مثال اگر شما در اثر یک اجبار بیرونی به ازدواج تن داده اید و به خاطر اصرار والدین ازدواج کرده اید، کافی است بپذیرید که به هر حال اراده شما هم در این ازدواج اندکی سهم داشته و پذیرفته اید که این ازدواج را انجام دهید.

بنابراین با همین بینش باید بپذیرید که رفتاری را انجام داده اید و وقتی می پذیرید، رفتار پیش آمده را جذف می کنید. در نتیجه تلاش با فضای جدید کنار می آیید و واقعیت ها را به درستی می بینید.

اگر واقعیت های رفتاری ناخوشایندی در رفتار طرف مقابل وجود دارد بهتر است ابتدا با گفتگو برای رفع آنها تلاش کنید. اگر صحبت های بین فردی کافی نیست باید از مشاوران خانواده و زوج درمان گران کمک گرفته شود. در مجموع برای درمان افسردگی پس از ازدواج چند توصیه وجود دارد:

مراجعه به مشاور: اگر ازدواج به دنبال فرار از یک عشق ناکام یا یک شکست عاطفی اتفاق افتاده باز هم توصیه می شود از مشاوره با یک کارشناس ارشد یا دکترای روانشناسی بالینی استفاده شود تا از رابطه قبلی بیرون بیاییم. هیجانات باید تخلیه شوند و اول تکلیف با رابطه قبلی معلوم شود، سپس رابطه جدید مورد توجه قرار گیرد.

افسردگی پس از ازدواج

برنامه ریزی: وقتی افسردگی به دلیل ازدواج اجباری نباشد، خودمان باید برای رفع آن تلاش کنیم. از دیگران کمک بگیریم و درباره دغدغه ها با همسرمان صحبت کنیم. اگر لازم است از کمک های فکری همسرمان بهرمند شویم. همدردی زوج ها با یکدیگر می تواند فشارها را کاهش دهد. داشتن برنامه ریزی و مشارکت در انجام کارهای خانه اقدام مفید دیگری است تا به مسئولیت های جدید راحت تر رسیدگی کنیم. طبیعی است که اوایل به دلیل وجود نقش های تازه مشکلاتی وجود داشته باشد اما با برنامه ریزی و نظم مشکلات تا حدود زیادی حل می شوند.

گذشت زمان: باید به خودمان وقت بدهیم به هر حال وارد فضای تازه ای شده ایم. بعضی از آدم ها بنابر ویژگی های فردی شان قدرت سازش بیشتری دارند و گروهی دیگر دیرتر سازش پیدا می کنند. پس بهتر است زوج ها به خودشان فرصت بدهند.

پذیرش مسئولیت ها: مسئولیت ها را با همه ویژگی های خوشایند و یا ناخوشایندشان بپذیریم. این پذیرش یک حس درونی است که هر فردی باید خودش آن را پیدا کند. اگر افسردگی پس از ازدواج در اثر وابستگی به والدین ایجاد شده باشد موضوعی است که به تحلیل و تعمق بیشتری نیاز دارد و برای حل آن باید از متخصصان کمک گرفت.

 

منبع: تبیان / نامه

رازهای ساده خوشبختی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!