ارتباط جسورانه: پاسخ های جسورانه به انتقاد(۲۴)

انتقاد، من ذهنی، برخورد جسورانه

انتقاد شاید ظاهراً منفی باشد و به «من ذهنی» انسان حمله ور می شود ولی پیامی مهم درخود دارد

 

 

چه چیزی مانع از پاسخ جسورانه به انتقاد می شود؟

باورهای بی فایده ما راجع به موضوع انتقاد

درست همانند سایررفتارهای غیرجسورانه(منفعلانه و خشن یا تهاجمی)، در بنیان اغلب رفتارهای ما، اندیشه یا فکری بی فایده نهفته است که مسبب اصل می باشد.

به چند نمونه ازافکار بی فایده راجع به «انتقاد»، توجه کنید:

• «اگرمورد انتقاد قرار بگیرم، بدان معناست که من آدم احمق و ابلهی هستم.»

• «کسی که مرا مورد انتقاد قرار می دهد، احتمالا مرا دوست ندارد.»

• «آنها راست می گویند، من گند زدم، نمی توانم هیچ کاری را درست انجام بدهم. من آدم شکست خورده ای هستم.»

• «من نمی توانم از آنها انتقاد کنم چونکه علاقه شان را به من از دست خواهند داد.»

• «چطورجرات میکنند و نسبت به اشتباهی که مرتکب شده ام به من تذکر میدهند، اصلا آنها چنین حقی ندارند.»

• «کار احمقانه ای کردند. اصلاً به حرف شان گوش نمیدهم.»

• «اگرخودم را هرچه بیشترسرزنش کنم، وآنرا بصورت شوخی و طنز درآورم، هیچ کس نخواهد فهمید انتقاد احساس مرا جریحه دار کرده است.»

 

تمرین:
اینها یکسری از اندیشه های انحرافی و بی فایده ای هستند که ممکن است بصورت باورهای شما راجع به انتقاد درآمده باشند. باور به این افکار هرچقدر نیرومند و شدید باشد، به همان میزان واکنش شما نسبت به انتقاد غیر جسورانه خواهد بود.

با این ملاحظه در مورد افکار و باورهای بی فایده خودتان راجع به انتقاد درنگ و مروری داشته باشید و سعی کنید آنها را شناسایی نمایید. یعنی شناسایی کنید که کدام افکار و باورها باعث می شوند که شما نتوانید احتمالا پاسخ جسورانه و مثبت به انتقاد بدهید؟آنها را فهرست کنید.

……………………………

 

 

باورهای بی فایده، پاسخ جسورانه

چه چیزی مانع از پاسخ جسورانه به انتقاد می شود؟ باورهای بی فایده ما راجع به موضوع انتقاد

 

پاسخ جسورانه به انتقاد با طرز تفکر مفید و سالم
همانطورکه گفتیم پاسخ ما به انتقاد اساسا بواسطه نوع افکارو باورهایی می باشد که در ذهن مان راجع به انتقاد، داریم. بنابراین اگربتوانیم افکارمثبت و مفیدتری راجع به انتقاد، پرورش بدهیم ومطابق همین افکارمفید وجسورانه رفتار کنیم ضمن اینکه هرگونه ایده و ذهنیت بی فایده قبلی را به چالش می کشیم، در عینحال پاسخ جسورانه ای به انتقاد خواهیم داد.

یادآوری میکنم برای شناخت وایجاد افکار مفیدتروجسورانه، توصیه میکنیم حتماً ازدفترثبت تفکر وآزمایش های رفتاری که در مدل سوم توضیح داده شد، استفاده کنید.

 

به چند نمونه از افکار مثبت و مفیدتری که پس از پالایش و تطهیر افکار بی فایده بدست آمده است، دقت فرمائید:

 

• «اگر مورد اشتباهی درمن وجود دارد مربوط به کاریست که انجام داده ام، هیچ چیزی راجع به «خودمن» یا اصل من (که هوشیاری حضور باشد) بعنوان یک انسان بیان نمی کند.»

 

• «چه چیزی از این انتقاد میتوانم بیاموزم»؟ اکثرانتقادها عمدتاً برچند حقیقت استوار هستند، حداقل در برخی موارد اینگونه است.

انتقاد شاید ظاهراً منفی باشد و به «من ذهنی» انسان حمله ور می شود و آنرا زخمی می سازد، اما عدم واکنش سریع و اتوماتیک به آن، باعث خواهد شد تا پیام مهم را کشف کنیم و آنرا بصورت فرصتی ببینیم برای آموختن، اصلاح و بهبود نظرات خودمان و دیگران و البته پیشنهادات سازنده بدون مداخله من ذهنی فراهم کنیم. همیشه ازخودتان سئوال کنید: «چه چیزی از این انتقاد می توانم بیاموزم؟»

 

• اگر شما به شناسایی «من ذهنی» و «هوشیاری حضور» در خودتان موفق شده باشید، به احتمال زیاد هنگامی که با انتقادی مواجه می شوید، می دانید که این حمله هرچند تند و تیز و زهر آهگین متوجه هویت اصیل شما یعنی هوشیاری نیست، بلکه هر ایرادی که برشما وارد شده به پوسته بیرونی شما یا نقش ها و هم هویت شدگی های ذهنی تان صورت گرفته که توسط من ذهنی اداره می شود.

در واقع به من ذهنی شما حمله شده است. و این کارچقدر مهم و ارزشمند است در خاموش ساختن این سیستم مخرب درون انسان(من ذهنی).

 

• «من حق دارم شخص انتقاد کننده را از نتایج و تبعات رفتارش آگاه سازم، چنانچه موجب آسیب ،رنج یا ناراحتی برایم شده باشد.»

 

• ارائه بازخورد مستقیم، بدون حضور «من ذهنی» که پس از دریافت انتقاد یعنی تسلیم شدن به اتفاق این لحظه،باعث خواهد شد که فضایی در درون شما گشوده شود که از جانب زندگی پدیدآر شده، نه الگوهای شرطی شده و احساسات و هیجانات مخرب. در اینصورت شما با انتقاد به شیوه ای مودبانه، دوستانه و یاری کننده پاسخ میدهید.

• پاسخ هایی که بدنبال صبر و پذیرش میدهید، همیشه برخاسته از نیروی زندگی و قطعاً خردمندانه است. درمورد انتقاد نیز همینگونه می باشد. ولی پاسخ های واکنشی به انتقاد قطعاً خردمندانه نیست و تبعات بد و زیان آوری به همراه دارد. چون در این حالت پاسخ های شرطی شده به طرف مقابل میدهید.

یعنی از میان یکسری الگوهای ذهنی کهنه و منسوخ شده که درانبارذهن تان ذخیره کرده و جزو باورهای خود ساخته اید، به فراخور موقعیت و محرک بیرونی، یکی دو مورد را فعال می سازید و به طرف مقابل شلیک میکنید.

طبیعی است که چنین پاسخی فراخور و مناسب «اکنون» و «وضعیت فعلی» نیست. شاید پاسخی بدهید که پدر بزرگ تان در ۷۰ سال پیش آموخته و آنرا بصورت یک ایده و فکر نسل به نسل به شما منتقل کرده باشد! آیا واقعاً خنده دار نیست که پاسخ های پدربزرگتان را بدون تفکر و آنالیز از صحت و سقم آن، بطور اتوماتیک استفاده میکنید؟

 

تمرین:
اکنون یک بررسی موشکافانه در افکار خود بعمل آورید. خاطرات و تجربیاتی را مرور کنید که به واکنش های شما نسبت به انتقاد مربوط می شود. کشف کنید که چه جور پاسخ هایی را به انتقاد دادید و یا میدهید.

سعی کنید رد پای «من ذهنی» خودتان را در پاسخ هایتان پیدا کنید. پاسخ های قبلی خودتانرا مرور و فهرست کنید و سپس تلاش کنید، یک پاسخ سازنده و جسورانه ای پیدا کنید. بنظرتان با این اطلاعاتی که بدست آورده اید، کدام جایگزین مناسبی به آن انتقادات میتوانید پیدا کنید.

………………….

 

ادامه دارد….

 

ارتباط جسورانه و شیوه پاسخ انفعالی به انتقاد!(۲۳)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!