اختلال تغذیه و روش های کنترل و مراقبت افراطی وزن بدن-بخش ششم

disorder-eating-0120304047567427

⚠️?اختلال تغذیه و روش های  کنترل و مراقبت افراطی وزن بدن

بسیاری از افراد دارای ناهنجاریهای تغذیه ای فکر میکنند که فقط گرفتن رژیم میتواند برای کنترل وزن و شکل اندام آنها کفایت کند. آنها میخواهند تا جایی که ممکن است کمترین میزان مواد غذایی را بخورند. برخی از این افراد که  بخاطر  فشار طبیعت بدن یعنی گرسنگی شدید غذا میخورند، ممکن است برای رها گشتن از دست کالریهای خورده شده خودشان را مجبور به قی کردن بکنند یا از انواع قرص ها و مواد مسهل(اسهال آور) یا مدر(ادرار آور) استفاده کنند.

همچنین احتمال دارد با انجام تمرینات ورزش شدید سعی کنند کالریهای بدن خود را بسوزانند.ساعت های طولانی را به تمرینات ورزشی با دستگهای ورزشی مثل تردمیل سپری میکنند، یا به پیاده روی های چند ساعته اقدام میکنند، یا درمسیرهای طولانی مشغول دویدن می شوند.

شاید بنظرعجیب و باورنکردنی برسد، اما واقعیت دارد که چنین راهبردهای کاهش وزن وکنترل اندام، ورژیم های غذایی سخت گیرانه عملاً  نقش اساسی درنگهداری الگوهای تغذیه ناهنجاربازی میکنند!

اجازه بدهید تا توضیح بدهم که این مسئله چگونه اتفاق می افتد:

قبلاً راجع به یکی  از موضوعات محوری و پایه ای در فهم ناهنجاریهای تغذیه ای صحبت کردیم و گفتیم که عزت نفس پایین وخود ارزشمندی ضعیف دراین افراد یکی از علل اصلی مسئله میباشد.

درواقع باید گفت مبنای قضاوت های آنان درخود ارزشمندی، توانایی آنها درکنترل تغذیه، شکل  و وزن اندامشان میباشد.

یعنی برمبنای این قابلیت ها راجع به خودشان قضاوت میکنند.

به همین دلیل در دامن رژیم های غذایی سخت گیرانه می افتند وبا اجرای  قوانین سخت برخویشتن میخواهند خوردن غذا را تا کمترین میزان ممکن محدود سازند، شاید بتوانند شکل اندام و وزن  بدن شان را کنترل نمایند. و البته به احساس عزت نفس کاذب و موقتی هم دست می یابند.

بهرحال، نقشی که این راهبردهای شکل و کنترل اندام بازی میکنند، نگهداری ازاین سامانه قضاوت خودارزشمندی پایین میباشد.

این بدان معناست که اگر شما  قضاوت برخویشتن  را برمبنای چیزی که میخورید، شکل اندام تان، وزن بدنتان، ویا توانایی تان برای کنترل این عوامل بگذارید، واز راهبردهای گوناگونی که اشاره کردیم برای کنترل شکل و وزن بدن استفاده کنید، به احتمال زیاد این فرایند خود قضاوتی منفی را تداوم خواهید بخشید.

سپس این دو فرایند به نوبه خود با تغذیه ناهنجار شما پیوند خورده و به آن یاری می رسانند.

 

 

??عواقب  روشهای  کنترل تغذیه و  وزن بدن

همانطور که به شیوه های مختلفی توضیح داده ایم، افراد دارای ناهنجاری تغذیه سعی دارند وزن و شکل اندام خود را تحت کنترل بگیرند. اکنون اجازه دهید ببینیم کدام داستان های اثر گذار توانسته اند برکاربران خود، اثرداشته باشند.

 

⚠️مشغولیت ذهنی به غذا و خوردن

یکی از تاثیرات روانشناختی رژیم غذایی سخت گیرانه آن است که شخص مبتلا به چنین رژیمهایی، اغلب بیش از حد نسبت به مواد غذایی و تغذیه مشغولیت ذهنی پیدا میکند. آنها به چه چیزی فکر میکنند؟ آیا چیزهای زیادی درزندگی آنها وجود دارد که نمیخواهند راجع به آن فکرکنند؟ آیا اینها موارد جالب وجذابی نیستند؟

بسیاری از افراد دارای اختلاهای تغذیه ای  گزارش کرده اند که به چیزهای دیگر در زندگی شان خیلی کمتر فکر میکنند. بعضی گفته اند که آنها راجع به غذا وخوردن آنقدرفکرمیکنند که حتی بر قابلیت آنها درتمرکز بر سایر فعالیتهاهمچون دیدن برنامه های تلویزیون، مطالعه کردن، وصحبت کردن بامردم تاثیر گذاشته و آنها را مختل می سازد.

آنها راجع به این فکر میکنند که چی بخورند، چقدر بخورند، چطور آنرا تهیه کنند، چگونه غذاها را تقسیم بندی کنند، و چگونه آن غذا را خواهند خورد.

همچنین راجع به چیزی که  “نباید” بخورند(وچه میزان ازآن غذاهارا میخواهند)، آنچه “نباید” میخورده اند، و چگونه ازخوردن دوری نمایند، فکر میکنند.

اینگونه  فکر کردن آنها ممکن است بدنبال جبران کردن کالریهای مصرف شده باشد، یا بترسند که کالری مازاد مصرف کنند. بطورمسلم با چنین طرزتفکری آنها خودشانرا به شکست می کشانند. برخی افرادگفته اند که آنها حتی راجع به غذا و خوردن خواب می بینندوگاهی دچار کابوس می شوند.

به این ترتیب به هرمیزان راجع به موادغذایی و تغذیه بیشتر مشغولیت ذهنی پیدا میکند، به همان میزان گرفتار رژیم های غذایی سخت گیرانه می شود.

disorder-eating-0120304047567429

⚠️محرومیت غذایی وگرسنگی جسمی

تاثیردیگرمحدودیت غذایی سخت آن است که احتمال توانمندی حفظ قوانین رژیم غذایی وپایبندی به اصول آنها بسیار کاهش می یابد. هرچقدر این قوانین سختگیرانه تر باشند به همان میزان امکان تحقق اهداف غیر ممکن تر می شود.

یکی از تاثیرات بلادرنگ ایجاد محدودیت یا مضیقه غذایی، مخصوصاً هنگامی که گرسنه باشید و مقدار غذای خورده شده  خیلی اندک باشد، بوجود می آید. گرسنگی درواقع  پیام بدن شماست که ذخایر انرژی آن درحال کاهش میباشد و نیاز به سوخت و مواد غذایی کافی دارد. اما برخی افرادکه  الگوهای تغذیه ناهنجار داشته اند واز پیامهای گرسنگی خود چشم پوشی میکنند،بعد از سپری شدن مدتی، آنها حتی ازدرد پیام گرسنگی خود نیز بی اطلاع می مانند.

 

⚠️نقض قوانین و احساس گناه  

در حالت تخلیه انرژی ومواد مغذی مورد نیاز ازبدن، فشار نیرومند روانشناختی و فیزیولوژیک شدید به سمت “خوردن” درذهن شخص ایجاد می شود. هنگامی که نه فقط راجع به غذا و خوردن مشغول ذهنی پیدا میکنید، بلکه بدنتان نیز تحت فشارغریزه خوردن میگیرد.

اکثریت قاطع مردم دراین مواقع خوردن را انتخاب میکنند، البته نه دقیقاً “غذاهای رژیمی” را !

برای افراد دارای اختلال تغذیه ای، این اتفاق بدان معناست که حداقل یکی از قوانین رژیم غذایی خود را ،بالاجبار نقض یا می شکنند.

افرادی که قوانین رژیمی سخت و انعطاف ناپذیر را اجرا میکنند واهدافی دشوار برای دست یافتن تعیین میکنند، وقتی نتوانند به این قوانین وفادار بمانند و به آن اهداف دست یابند، بشدت صدمه روحی می بینند؛

ممکن است دچار احساس گناه شوند و باور کنند که “شکست” خورده اند. بدین ترتیب احتمال دارد خودشانرا  بشدت سرزنش کنند و خود را  بدلیل “ضعف وسستی” یا “بی ارادگی “،  سخت مورد انتقاد قرار دهند. درنتیجه این طرز تفکر، احساس خوبی راجع به خودشان پیدا نمیکنند و ممکن است دلمرده و افسرده شوند.

disorder-eating-0120304047567432

???تغذیه بینج

برخی افرادکه در مرحله شروع موفق به رژیم گرفتن نمی شوند، ممکن است مجداً سعی کنند وحتی  به قوانین ومقرارت رژیم سخت گیرانه تری رو بیاورند در این مسیرهرچه بیشترتلاش کنند تا در ورود مواد غذایی به شکم خود محدودیت ومضیقه بوجود آورند، دربلندمدت تحمل وضع سخت تر و دشوار ترخواهد شد. روز به روز برفشار روانشناختی و فیزیولوژیکی جهت خوردن افزوده می شود، تا اینکه مقاومت فرد درهم بشکند، وغذا بخورد.

وبالاخره چنین شخصی تحت فشار به غذا خوردن می پردازد؛ درحالیکه اکثر مواقع این شیوه از خوردن بدون تدبیروعاری ازکنترل خواهد شد و یقیناً یکی دو مورد از قوانین رژیم غذایی ایشان شکسته خواهد شد.

چنین رفتاری به احتمال زیاد  سبب تشگیل چرخه مخربی بنام رژیم گرفتن- بینج شدن خواهد شد.

اگر این چرخه مخرب تداوم یابد، شما به مرحله فرایند ابقاء می رسید. با شکسته شدن یکی یا چند قانون رژیم غذایی، نسبت به خودتان بخاطر چنین لغزشی، فوق العاده سخت گیر می شوید. ودراین مرحله وارد  صحنه تشگیل “تغذیه بینج” خواهید شد:

ازدست خودتان  ناراحت هستید و احساس گناه میکنید، و سپس خودتان را با خشونت مورد انتقاد قرار میدهید و سرزنش میکنید، به باور اینکه در کنترل نفس و شکم خود شکست خورده اید. ودر این خود انتقادی احتمالاً ازجملاتی شبیه این استفاده میکنید؛ “واقعاً شکم چران هستم، چه راحت خودم را تسلیم نفس کردم”

اینگونه نگرش به موضوع غذا خورد ریشه در طرزتفکر”همه یا هیچ” یعنی تفکر “سیاه یا سفید”دارد. اکثر کسانی که دچارناهنجاری تغذیه ای هستند، درواقع ازچنین طرز تفکر همه یا هیچ پیروی میکنند. برهمین اساس هنگامی که یک  رژیمی را می شکنند، فکرمیکنند،” این دفعه هم گند زدم، ادامه دادن این وضع چه فایده ای نداره… اصلاً ولش کن” و درنتیجه این فکر، به سوی تغذیه بدون کنترل یعنی تغذیه بینج کشیده می شوند.

 

?فرانید تولید تغذیه بینج

طبیعی است که درمرحله ابتدایی، تغذیه بینج میتواند تجربه ای لذت بخش وشیرین باشد، غذا فوق العاده خوشمزه واشباع کننده است وشما میتوانید ازاحساس لذت سیراب  شوید. اما اگر بینج به شیوه ای کنترل ناپذیر استمرار یاید، این احساسات لذت بخش تقریباً برای همیشه با خود انتقادی و سرزنش سخت خویشتن، شرمساری، تنفر و پس زدن همراه خواهد شد. همین  موضوع است که  مشکلات اولیه بینج را بدتر می سازد و چرخه مخرب را فعالتر می سازد.

یعنی اینکه، باهربار بینج شدن نسبت به دفعه قبل، وضعیت بدتر می شود و راه برگشت سخت تر میگرددو ما این مطلب را دردیاگرام مربوطه بوضوح نشان داده ایم.

بدین ترتیب، دست کشیدن ازکنترل تغذیه ای فقط یک رفتارموقتی می باشد که بخاطر فشار غریزه گرسنگی و طبیعت انجام شده است، این افراد شوق و حرارت روحی و زوانی زیادی(بخاطر احساس گناه و شرمساری) برای اجرای مجدد شیوه های کنترل وزن و شکل اندام در خودشان  بوجود می آورده اند.

disorder-eating-0120304047567425

چرخه فوق بعلاوه  مکانیسمهای حفظ و کنترل وزن که بحث خواهیم کرد، روز به روز وضعیت وخیم تری را برای شخص رقم می زنند.

 

مکانیسم کنترل وزن:‌ به شیوه رفتارهای کفاره ای یا جبران کننده

بعداز تغذیه بینج، این افراد علاوه براینکه افکارواحساسات منفی را تجربه میکنند، بعضی ها نیزیک نوع اصراروپافشاری مقاومت ناپذیر به تخلیه کالریها را پیش می گیرند که درجریان تغذیه بینج به بدن وارد ساخت اند.

این کارنوعاً با استفاده از راهبردهای کنترل وزن انجام میگیردکه قبلاً راجع به آنها بحث شد: قی اجباری، سوء مصرف  بیش از حد مواد و داروهای مسهل ویا مدر(اسهال آور و ادرار آور)، وهمچنین  مشغولیت شدید به ورزش های جسمانی پرحرارت.

هدف نهایی از این راهبردها رهایی و تلافی کردن کالری مصرف شده به روش بینج می باشد. بنابراین ما اینها را ” شاخص های جبران کننده” می نامیم. این شاخص های جبران کننده عملاً به حفظ جریان تغذیه بینج خدمت میکنند، چون بمحض اینکه افراد باورکنند با توسل به چنین راهبردهایی میتوانند برای رهایی از بینج شدن  “راهی را جعل کنند”،متوقف ساختن بینج هربار دشوارتر و پیچیده تر می شود.

این افراد فکر میکنند: “خوبه، پس من همیشه میتوانم از وومیت یا قی اجباری استفاده کنم چون هرچه خورده ام رابیرون می ریزم و کالری اضافه در بدن باقی نمی ماند.

و البته هر بار که دچار بینج می شوند بخودشان وعده میدهندکه ” این دفعه آخر است،” اما بعداً متوجه میشوند که کنترل کردن خودشان در هنگام غذا خوردن چقدر سخت و دشوار است.

مدل زیراثبات میکندکه چگونه باگذشت زمان وباچرخه های مکرر، ناهنجاری تغذیه ای مانند بلویمیا یا بی اشتهایی عصبی ماندگار می شود.

ادامه دارد…

رژیم های غذایی همراه با قوانین رژیمی سخت گیرانه-بخش پنجم

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!