اختلال تغذیه بینج:خوردن مکرر و انباشتن رنج آور و دردناک شکم و معده!(۱۳)

اختلال تغذیه بینج:خوردن مکرر و انباشتن اختلال تغذیه بینج یعنی:

خوردن مکرر و انباشتن رنج آور و دردناک شکم و معدهٰ:

افراد دچار بینج  مطابق شاخص گرسنگی- سیری، هنگام غذا خوردن  بدون اینکه متوجه باشند  یا اهمیتی به این موضوع بدهند،‌ازنقطه ای که معده آنان سیگنال سیری را ارسال میکند، عبورمیکنند وتا مرزهای اشباع یا انباشتن دردناک و توام با فشار درمعده و شکم،‌ به خوردن ادامه میدهند. اکثرا زمانی خوردن را متوقف می سازند،‌که غذای در اختیارشان تمام شده باشد و چیزی برای بعلیدن نداشته باشند.

 

احساس عدم کنترل روی تغذیه خودٰ:

فردی که دچار بینج می باشد، درهنگام تغذیه  احساس میکند که خوردنش خارج از کنترل شده است و نمی تواند جلوی خوردن خود را بگیرد، حتی اگر بخواهد هم نمی تواند چنین کاری را بکند.

 

خوردن سریع و عجولانه:

افراد دچار اختلال بینج،  اغلب غذا را سریع می خورند، حوصله آرام جویدن لقمه ها را ندارند،‌ فشار روانی خاصی در آنها موج می زند که اجازه نمیدهد،‌ در لحظه اکنون تمرکز بیشتری داشته باشند و از غذایی که  میخورند لذت ببرند. لذت آنها در بلعیدن عجولانه لقمه هاست. نه در طعم و مزه غذاها. چون بیشتر این افراد متوجه طعم واقعی غذاها نیستند و از حواس بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی خود در جریان تغذیه استفاده نمیکنند. فقط دهان و فک آنها کار میکند.

 

احساس گناه  وشرمساری:

این افراد بعد از خوردن بعلت تغذیه بینج و کنترل ناپذیر، خوردن بیش از حد و عدم رعایت اصول تغذیه سالم و دستورات رژیمی خاص خودشان،‌ به احساس گناه،‌شرمندگی، بی کفایتی، خشم نسبت به خویشتن، دچار می شوند،

 

به تنهایی و درخلوت غذا خوردن:

پدیده کاملاً رایج و متداولی است که افراد اختلال بینج، بدور ازچشم خانواده و دوستان غذا بخورند. این کار را بخاطر پرهیزاز سرزنش و شماتت و نصیحت اطرافیان انجام میدهند و نمیخواهند چهره و شخصیت آنها پیش مردم خراب شود،‌ولو اینکه در نزد خودشان هیچ شان و شخصیتی به خودشان قائل نمی شوند. و رفتارهای خود-تخریبی و سرزنش خویش ازجمله بازتاب های رفتاری و احساسی این نوع تفکر می باشد.

 

خوردن درهنگامی که گرسنه نیستند:

افراد دارای اختلال تغذیه ای بینج، اغلب هنگامیکه گرسنه نیستند غذا میخورند. طبیعی است که هر انسانی فقط باید در هنگام گرسنگی جسمی غذا بخورد،‌ ولی کسی که به اختلال بینج مبتلا باشد،‌ اساسا سیگنالهای گرسنگی خودش را تشخیص نمی دهد،‌ یا آنرا ندیده می گیرد و عمدتاً بهنگام احساس استرس، خشم، ناراحتی یا افسردگی  دچار گرسنگی عاطفی و هیجانی شد و بصورت بینج تغذیه میکند.

اتفاقات و تجربیات بد ازجمله همه انواع فقدان ها مخصوصا فقدان های سنگین و شدید مثل از دست دادن یک عزیز، از دست دادن شغل،‌ طلاق، ورشکستگی، شکست عشقی … همگی نقش قابل ملاحظه ای در دچار شدن شخص به تغذیه بینج نقش اساسی دارند و محرک های قدرتمندی برای خوردن و آشامیدن بدون دلیل هستند. بدین منوال، تغذیه بینج برای تنظیم و تعدیل و کنترل روحیه بکار می رود.اتفاقات سنگین و شدید باعث ایجاد استقرار یک روحیه ضعیف و معتاد گونه به مواد غذایی می شود.

 

رابطه بین تنظیم روحیه و تغذیه بینج بطور دقیقتر در مدل ۷  بررسی خواهد شد.

دقت داشته باشید که اختلال تغذیه ای بینج ازحالت گرسنگی عصبی و بی اشتهایی عصبی متفاوت است بدلیل اینکه  دراختلال بینج،‌ رفتارهای کنترل وزن افراطی مثل روزه داری، تمرینات ورزشی شدید، استفاده نابجا از قی آورها و مسهل ها یا ملین ها یا ادرارآورها درتلاش برای جبران کالریهای مازاد جذب شده درجریان تغذیه بینج، استفاده نمیشود.

 

جنبه دیگر، تغذیه نامنظم می باشد که دقیقاً در درون مقوله اختلال تغذیه بینج یا سایر اختلال ها نمی گنجد.

ممکن است برخی افراد دچار بینج بشوند و از روش هایی مثل قی کردن مصرف ملین ها، مدرها برای جبران استفاده کنند که نمی توان بلافاصله نشانه بولیمیا دانست.

برخی افراد به بینج متوسل می شوند بدون اینکه مجبور به این کار باشند.

افرادی هم هستند که درکاهش وزن عجول هستند، اما وزن شان بقدرکافی پایین نیست که باملاک بی اشتهایی عصبی جور دربیاید.

چیزی که درمجموع میتواند مورد تاکید قرارداد، این است که همه «رفتارهای کنترل وزن» و «تغذیه نامنظم» بصورت بالقوه برای سلامتی انسان مضر بوده و خطرناک هستند.

 

بینج یا خوردن بدون کنترل

 

دو عنصر کلیدی تغذیه بینج

۱-خوردن میزانی از غذا که اکثر مردم  این مقدار از خوراکی برای یک مدت  زمانی کوتاه( مثلا برای مدت سه ساعت)، زیاد به حساب می آورند.

۲-احساس فقدان کنترل برغذا خوردن خویش. مثلا نمیتوانید جلوی خوردن بیشتر را بگیرید،ولو اینکه بخواهید هم نمیتوانید جلوی شروع به خوردن  و پایان آنرا بگیرید.

 

 

اکثرافراد بعد ازتغذیه بینج اظهارمیکنند«اگرهم میخواستم، نمیتوانستم جلوی خوردن خودم را بگیریم». بعلاوه، شیوه تغذیه بینج اغلب موجب فعال سازی احساس گناه و شرمساری میشود. این افراد اغلب درجای خلوت تغذیه میکنند، چون وقتی بینج می شوند، می ترسند مردم بفهمند که آنها درتغذیه خارج ازکنترل وجانورخوی هستند و مقدار زیادی غذا میخورند. هنگامی که درخانه کسی نباشد،هرچیزی که داخل یخچال، کابینت، گنجه پیدا شود، میخورند. و بعداً برای اینکه کسی متوجه نشود، غذاهای خورده شده را جایگزین میکنند.

وقتی یک نفر دارای اختلال تغذیه ای، بیشتراز مقداری که احساس راحتی میکند، غذا بخورد، اغلب رفتار این شخص با اصطلاح«بینج»توصیف میشود. احتمال دارد مقداری ازغذا را که شما بینج تلقی میکنید، واقعاً میزان یامقداری از غذا باشد که دیگران«نرمال»بخوانند، اما شما باهمان مقدارغذا هم دچاراحساس ناراحتی می شوید، چون  موجب نقض یا شکستن قانون رژیم غذایی می شود.

 

تمرین: اگربینج هستید، لطفاً اندکی وقت بگذاریدوببینید، چگونه، چه وقت وکجا بینج می شوید، با تغذیه بینج چه تجربیاتی دارید، و تغذیه بینج درشما چه احساسی را تولید میکند. آیا آنچه واقعاً میخورید یک بینج است یا این که شما احساس خارج ازکنترل بودن میکنید، فقط بخاطراینکه کمی بیش  با آن احساس راحتی بکنید؟ افکار و نظرات خود را  یاد داشت فرمائید:

 

 

دودلیل وجود دارد که چرا مردم  دچار بینج می شوند

 

دلیل  نخست اینکه، برخی افراد بدلیل تاثیرات فیزیولوژیکی گرسنگی، بینج می شوند.

دلیل دوم،برخی افراد جهت تنظیم، کنترل یا بی حس ساختن روحیات یا احساسات نامطبوع و ناگوارشان، به بینج رو می آورند. دراین مدل تاثیرات فیزیولوژیکی گرسنگی بر روی بینج را مورد بررسی و آزمایش قرار میدهیم، چیزی که شما درگام اول بدان نیاز دارید، غلبه بر همین بینج میباشد. تاثیر و نفوذ روحیات یا خلق وخو بر بینج  را درمدل بعدی بررسی خواهیم کرد.

درمدل سوم، بحث کردیم که محدودیت رژیم های غذایی چگونه سبب گرسنگی شدید و مشغولیت ذهنی به غذا میشود، ودرنتیجه دوره هایی ازتغذیه بینج کنترل نشدنی را بوجود می آورد.محدودیت های رژیم های غذایی وتغذیه بینج، بزودی یک چرخه مخرب را تشگیل میدهند. این یک مکانیسم قاطع وجدی درحفظ ونگهداری ازاختلالهای تغذیه ای میباشد، ازاینرو میخواهیم به تفصیل برنامه غلبه براین چرخه مخرب را پی بگیریم. داستان صفحه بعد چگونگی تشگیل گرسنگی فیزیولوژیکی و چرخه تغذیه بینج را روشن می سازد. همانگونه که میخوانید، به این نکته دقت داشته باشید که چگونه احساسات و رخدادها با تجربیات متعلق بخودتان، ارتباط پیدا میکنند.

 

مینا، از وضعیت اندام و وزن خودش ناراضی بود، و تصمیم گرفت رژیم غذایی بگیرد. رژیم او دو قاعده داشت:« ۱- غذا کمتر بخور،۲- از خوردن مواد غذایی کربوهیدراتی چون شکلات یا بستنی خود داری کن».

 او برای مدتی از این قواعد رژیمی پیروی کرد، اما بزودی دریافت که همیشه گرسنه است.

همچنین متوجه شد که نسبت به دوره قبل از رژیم، راجع به غذا  زیاد فکر میکند، مخصوصاً راجع به شکلات و شیرینی. یک روز بعد از ظهر ساعت چهار ازمحل کار به منزل مراجعت میکرد که ناچارشد رژیم خود را بشکند و دست به پرخوری زد؛ او مشغول خوردن غذاهای ممنوعه رژیمی شد،و تقریباً درهمین یک وعده نیم کیلو بستنی خورد.

 بعداز خوردن، مینا دچار احساس پشیمانی،ناراحتی و احساس گناه شد.چون  رژیم اش را شکسته بود، احساس گناه،  زشتی و احساس چاقی میکرد. تصمیم گرفت مجدداً شروع کند، ولی این بار با قوانین شدیدتر.  فقط اندکی صبحانه میخورد و تا موقع شام چیزدیگری نمیخورد.

مینا این قوانین رژیمی سخت گیرانه را سه روز ادامه داد. درطول این مدت او خیلی ناچیز غذا میخورد. ازلحاظ عقلی و دور اندیشی راضی وخشنود بوداما دائماً احساس گرسنگی داشت و با کمبود انرژی  مواجه بود و همیشه دچار عدم تمرکز حواس می شد. با گرسنه تر شدن، نسبت به غذا بیشتر دچار وسواس  ومشغولیت ذهنی می شد. تمام روز افکار او درگیر با غذا و خوردن بود. ماهرانه ترین شیوه های فراهم کردن غذاهای مطلوب ومورد علاقه اش را تصورمیکرد، درحالیکه ازخوردن شان ممنوع بود. هرچه بیشتر برای گریز از غذا سعی میکرد، مقاومت کردن برایش سخت تر می شد. بالاخره در عصر سومین روز، مقاومت خود درمقابل گرسنگی را از دست داد وهرچیزی را که درآشپزخانه میتوانست گیربیاورد، خورد؛ سه بسته بسکویت، باقیمانده غذای  دیشب؛ مقداری پای سیب، تنقلات، همه بستنی های داخل فریزر را خورد. بسرعت و عجولانه مواد غذایی را همراه با احساس لذت وصف ناپذیر نوش جان میکرد. اما این لذت ونشئه اولیه خیلی طول نکشید.  احساس میکرد که هیچ کنترلی بررفتارش ندارد و تا اشباع شدن دردناک ورنج آور شکم و معده خورد، وبعد هنگامی که خوردن به اتمام رسید، دچار احساس پریشانی و ناراحتی زیادی شد. ازرفتار خودش دچار شرمساری گشت، وبخاطر شکستن دستورات رژیم غذایی اش احساس گناه میکرد. ازاینرو با خودش عهد بست که ازاین پس هرگز تسلیم نشود، و مقررات رژیمی خود را محکم و استوار نگهدارد. اما خیلی زود فهیمد که در درون یک چرخه مخرب وناگسستنی گرسنگی و تغذیه بینج گرفتار آمده است.

 اختلال تغذیه بینج:خوردن مکرر و انباشتن

سناریوی دوم:

 

هنگام عصر در مسیر بازگشت به منزل به داخل مغازه ای رفته و یک بسته پر از خوراکیهای خوشمزه خریداری میکنید. ساعت  ۴:۳۰  دقیقه وارد منزل می شوید و طبق معمول همسرتان  نیزساعت ۵:۳۰  به منزل می آید. آنچه که شما در این فاصله یک ساعت معمولاً انجام میدهید، بلعیدن مشت مشت و عجولانه خوراکیها خواهد بود، خوراکیها را بقدری سریع میخورید که حتی متوجه طعم و مزه آنها هم نمی شوید، تا رد پایی از خوردن بجا نگذارید(اگرشما جزو آندسته از افراد باشید که سعی دارند پس ازاینگونه تغذیه وخواباندن حس گرسنگی برای مقابله با اضافه وزن به قی کردن اجباری رو بیاورند، وقت کافی خواهید داشت تا بزعم خود از شر کالری خورده شده بوسیله قی اجباری خلاص شوید.

 

این مثالی که آوردیم خیلی خاص نیست، بلکه درمورد اکثر رژیم گیرنده ها عمومیت دارد. مینا با رژیم غذایی شروع کرد و درانتظاراتش شکست خورد. هر بار شکست خوردن او را مصمم تر می ساخت که خوردنش را محدودتر سازد. هرچقدر مقرراتش سخت تر و شدیدتر می گشت، کمتر میتوانست بر رعایت رژیم خود، پایبندی داشته باشد. او با سختی زیاد از قوانین رژیمی دنباله روی میکرد.این درواقع شکلی از مقررات بحث شده درمدلهای ۱ و ۳ ،  میباشد که قواعد شدید  ممنوعت خوردن میان وعده های غذایی وکالری کافی را،  دنبال میکند.

 

آیا شما هم از یک چنین رژیمی پیروی میکنید؟

دنباله روی از قوانین سخت ومحدود ساختن غذا به وعده های اندک همیشه به گرسنگی شدید و مشغولیت ذهنی به غذا در تجربه خانم مینا منجرشد. این یک واکنش فیزیولوژیکی کاملاً طبیعی است؛ بدن شما سعی دارد شما را به خوردن بکشاند تا مواد غذایی موردنیاز برای فعالیت هایش را بدست آورد. این واکنش فیزیولوژیکی اپیزودهای بینج را اجتناب ناپذیر می سازد. یاس و نومیدی و احساس گناه وابسته به خوردن بینج افرادی مثل مینا را تحریک میکند تا با خودشان عهد ببندند که در محدود ساختن هرچه بیشتر غذا یا نخوردن غذا “موفق تر” خواهند شد.  اما متاسفانه، اغلب مواقع آنها ناموفق هستند، و قوانین رژیمی سخت گیرانه فقط چرخه مخرب گرسنگی و تغذیه بینج را پشتیبانی میکند.

 

گرسنگی و بینج

شما چطور، آیا این چرخه گرسنگی- بینج را در تجربیات شخصی خودتان، تشخیص میدهید؟

اگر اینطوراست، برای غلبه بر این  اختلال تغذیه ای،‌باید این چرخه را بشکنید. و برای شکستن این چرخه باید رفتارهای ممنوع کننده رژیمی خودتانرا مخاطب قرار دهید.

ممکن است احساس کنید که ممنوعیت رژیمی راه حل ترس های شما از چاق شدن  و آرزوی کاهش وزن باشد.

 

بیاد داشته باشید، همانگونه که قبلاً  هم شرح دادیم، ممنوعیت رژیمی عملاً اختلال تغذیه ای شما را حفظ وتشدید میکند.لازم است این نکته حیاتی را باور کنید که ممنوعیت های رژیمی یک مسئله و مشکل اصلی می باشد نه یک  راه حل.

 

بامشغول شدن به تغذیه منظم، درهروعده یا میان وعده خود،  بقدرنیازو کافی غذا میخورید تا جلوی احساس گرسنگی تانرابگیرد.هنگامی که بدن شما مواد غذایی کافی داشته باشد، مغز شما از اندیشیدن به مواد غذایی و خوردن، کاملاً رها خواهد بود. و در چنین شرایطی متوجه خواهید شد تغذیه بینج، اجباراً و الزاماً حذف میشوند، و شما میتوانید به سهولت چرخه مخرب را بشکنید!

 

اما اگر بیش از ۴- ۵ ساعت بین وعده های شما در طول روز فاصله بیفتید  یعنی درحالیکه بیدار هستید نه خواب، بدن شما وارد سیستم ایمنی «مود بقاء» می شود

مود بقاء کلید یک فرایند متابولیکی را فعال می سازد که کمک میکند با کاستن از متابولیسم یا سوخت و ساز، انرژی لازم را برای حیات اندام، ذخیره سازی شود.

این بدان معناست که بهنگام تغذیه کردن، بدن شما ازمتابولیسمی برخوردار  خواهد شد که جهت ذخیره سازی کالری غذا میخورد، وتاثیرات هرگونه تلاش برای کاهش وزن را کم اثر و حتی خنثی می سازد.

کمتر غذا خوردن و کم کردن تعداد وعد ه هایی غذایی در طول روز عملاً متابولیسم شما را کند می سازد، واین بدان معناست که بدن شما انرژی حاصل از غذا را به آرامی می سوزاندوآنها را بصورت چربی ذخیره سازی میکند.

 

اختلال عصبی و اختلال تغذیه

تنش عصبی و بینج

برخی از اوقات تغذیه بینج به علت گرسنگی جسمی نیست،‌بلکه نتیجه تنش عصبی و هیجانات می باشد.

حتی اگر شما بطور منظم غذا بخورید و ازمیزان ممنوعیت رژیم غذایی تان بکاهید،بازهم ممکن است گاهی اوقات همچنان دچار بینج بشوید. این پدیده قابل درک است، بالاخص اگر براساس عادتی باشد که مدت طولانی شما را برانگیخته باشد.

اصلاً دلسرد نشوید! راههای وجود دارد که میتوانید برای به چالش کشیدن جنبه های خودکار یا اتوماتیک تغذیه بینج،  اجرا کنید.

دراین شیوه ها خواهید آموخت که میتوانید بر رفتارهای تغذیه ای خودکنترل لازم  را بدست آورید

ادامه دارد….

نحوه تشگیل تغذیه بینج(پرخوری بدون کنترل) در اختلال تغذیه ای

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!